اول یه خبر بگم.برایان کنسرتهای تابستونش رو برای اینکه با دلتا برنامه اجرا کنه کنسل کرده.اینم اصل خبر که از ترانه گرفتم(این ترانه آخرشه)

اصلا حس ترجمه نیست فردا امتحان زبان دارم ولی دستم به ترجمه نمیره اگه هر کی خواست می تونه تو سایتش اینو ترجمه کنه.ممنون می شم.

 

IN what could be a major boost for ticket sales to Delta Goodrem's upcoming Australian tour, the singer's pop star beau is set to join her for a few select performances.


Former Westlife singer Brian McFadden will take a break from his own UK and European tour to reunite with his leading lady on stage in Sydney on July 23 and 24.
The couple will sing their duet Almost Here in a move expected to push sluggish ticket sales forward.

"I have dreamt of this show all my life," Delta told Confidential.

The Delta army may have scaled back slightly, but more than 150 fans turned up to Sunrise's Martin Place studios early yesterday morning to catch a glimpse of their bare-footed idol performing inside.

"Delta-day" had been hyped up all week on Channel Seven's Sunrise show, but when the pop princess finally opened her mouth to sing her current single A Little too Late, nothing came out.

TV viewers of the popular brekky show were taken to an emergency ad break as a result of a technical error, which had prevented the singer's microphone from working.

اینم یکی از جدید ترین عکس های شین:

 

adk


این نقشه  خونه شین که سپیده برای من فرستاده نمی خواستم بذارم اما جو گرفت از سپیده معضرت می خوام.

 نقشه خونه شین

 


این عکس هارو ببینید بخندید عواقب کار بامن.خودم درستشون کردم,خنده دار نیست ولی اگه تو چشای برایان نگاه کنید حتما می خندید.

 

برایان .فان

 

 

نیکی .فان


به به به مسابقه !!به به به مسابقه:

خوب به نظر من مارک از کیان معروف تره و برایان هم علل حساب جزو گروه نیست.پس اندفعه نوبت کیان:

به نظرمن آ]ره کاره کیان تو آهنگ "Great balls of fire"اما به فتوای آقا مرتضی که گفته بود آهنگهای حسابی بگم .به نظرمن "One last cry" که تو پست قبل برای دانلود گذاشته بودم.اون آخرشه.

(راستی شیوا و بهار که در مسابقه قبل شرکت نکردن می تونن هر دو نسابقه رو با هم بگن.)


هی هی هی

تو این مملکت قانون به فنا رفته اون از انتخاباتش .اینم از بعضی مردمش.

آقای فروشنده جناب عالی بسیجی نیستی؟؟

من دیوونم؟؟

من؟؟

راستش رو بخوای آره من دیوونم ولی از خیلی از عاقل ها بیشتر می فهمم .من دیوونم چون عاشق شدم.من دیوونم چون وسط امتحانام دارم با تو سر و کله میزنم.من دیوونم که نتونستم عشقم رو نگه دارم .من دیوونم چون وست لایف رو دوست دارم.من دیوونم؟؟

من شیادم؟؟

این یکی رو دیگه نه!با همه دیوونگیم تا حالا سر احدی رو کلاه نذاشتم.چون اگه میذاشتم منم میومدم جزو عاقل ها.اینایی که میبینی دوستای منن .تو فرهنگ شما عاقلها اینجوری تعریف شده که "دختر برای دوستی و س.س" اما فرهنگ من همرو وست لایف فن میبینه برام هیچ فرقی هم نمی کنه  همشون رو دوست دارم. (از صابر بگیر تا وحید و شیوا و شهرزاد و...همه ).تقصیر من چیه وست لایف فن ها 60% دخترن؟؟

در ضمن اگه من شیاد بودم اینجا عشقم رو رسوا نمی کردم که اگه فردا خواستم با هر کدوم از اینا ارتباط داشته باشم(برای مثال)، نتونم.اگه اینا شیادیه که من تبلیغ وحید رو بدون اینکه حتی ازم بخواد اینجا گذاشتم.خوب حتما دیوونم.

 

ولی من دیوونگی رو دوست دارم شما هم اگه عاقلی می تونی اینجا نیای اینجا محیط شخصی منه...اینجا خونه منه...اینجا شهر منه...یه خونه که درش بازه اما صاحبخونش همیشه بیداره و مواظب مهموناش هست.

تو هم اگه درست فهمیده باشی من گفتم اول با من تماس بگیر راهش اینه.نگفتم؟؟

در ضمن وقتی نمک می خوری حواست باید به نمکدون باشه .این جمله که "من دیگه توی سایت نمیام"فکر نمی کنم درست باشه .در هر صورت این نظرت رو پاک نمی کنم انتظار هم ندارم از خودت خجالت بکشی ولی از طرف همه فن ها می گم که اون سی دی های دست تو بدرد ما نمی خوره چون وست لایف بخاطر وست لایف فن ها زندس نه برای خودش.شما هم به گروه خونیت نمی خوره یه طرفدار وست لایف باشی.  حالا اگه بازم دوست داشتی همکاری کنی ،هنوز هم من مخالفتی ندارم.اول با من تماس بگیر!!

 

 (تنها مطلبی که من تو دو روز گذشته نوشتم همین بود بقیش مال چند روز گذشتس.)

 


شیوا و بهار و "م" از دست من ناراحتن؟؟نمی دونم چرا ولی نه بهار نه شیوا نه "م" هیچ نظری ندادن البته شیوا حق داره چون من هم تو سایتش نظر ندادم و اون دفعه هم یه همچین کوچیک یه بشگونش گرفتم . ولی به خدا سایتش رو گم کردم.الان هم بصورت کاملا اسپیشیال از هر دوشون معضرت می خوام.

از همینجا می گم هر کی از دست من شاکیه می تونه اون بغل پایینه سیرچ بدونه اینکه من اسمش رو بدونم کلی فحش برام بنویسه .به خدا من با جنبم.هر کس ناراحت شد ،آماده منت کشیم.


به کی رای میدین؟؟

من می گم فقط رقسنجانی .اینطوری که من می دونم اگه احمدی نژاد بیاد بدبختمون میکنه.فقط رفسنجانی.ولی قالیباف یه چیز دیگه بود.

نوشته های ژایینش رو با دقت بخونید. 

 

 

Lord of wrongs


 

اینجا بخش منه با اجازتون می تونید نخونید تا اغفال نشید:

 

چند وقته می خوام دیگه دوستت نداشته باشم.هر چی فکر میکنم نمیتونم بفهمم چرا دوستت دارم.همون سوالی که همیشه ازم می پرسیدی "Why do I love You" منم همیشه پیش خودم میگفتم:

Don't even want to"" ولی به تو می گفتم چون خیلی مهربونی و وقتی من از تو می پرسیدم تو میگفتی "چون تو خوبی" من خودم هم میدونستم خوب نیستم می دونستم شاید تو هم ندونی چرا منو دوست داری .اما حالا یه چیزی رو خوب می دونم "چرا نباید دوستت داشته باشم" تو همه چیزی که من می خوام داشتی .تو همه چیز بود .اون وقتا با خودم فکر میکردم "What am I do without You"هنوز هم جواب نگرفتم.چرا نباید دوستت داشته باشم.هان؟؟مگه تو چه بدی به من کردی؟تو تنها کسی بود که منو شناخت تنها کسی وقتی باهاش حرف میزدم از پر حرفی به خودم لعنت نمیفرستادم،خسته نمی شدم،حتی چندین ساعت زیر آفتاب وایسادن هم منو خسته نمیکرد. "You make it so easy just to talk"تو گفتن رو برای من آسون کرده بودی.اینا کجاش بد بود؟؟واسه یه آدم تنها چیش بد بود؟؟

می خوام داد بزنم.تو گلوم یه فریاد گنده گیر کرده یه بغض گیر کرده یه بغض مقدس دوست دارم داد بزنم بگم کاش همون وقت که تو آغوش تو بودم مرده بودم،مطمئن بودم که رستگار میشم.دوست دارم آخرین چیزی که میبینم چشمات باشه بعد راحت بمیرم.به صداقت دو تا چشمات قسم اگه من انقدر گناه نداشتم،اگه خودگشی گناه نداشت،میدونستم چطوری تو آغوشت بمیرم.خیلی به این موضوع فکر کردم من از مرگ نمی ترسم بشرطی که در آغوش تو باشم.می دونی دیگه خسته شدم خسته از اینکه همش به تو فکر کنم مطمئنم انقدر که هر ثانیه که به تو فکر می کنم اگر به فکر خدا بودم الان صوفی،زاهدی،درویشی چیزی میشدم.

بذار یه بار دیگه بگم "چرا انقدر خوب بودی؟؟"  داری اصابم رو خورد می کنی .هرکاری می کنم از یادم نمیری .سعی می کنم بخونم سعی می کنم سرم رو به یه کاری گرم کنم .با دوستام میریم بیرون می خندیم.اما از یادم نمیری.

I try to read, I go to work

I'm laughing with my friends,

But I can't stop to keep myself from thinking, oh no,

همیناس که اذیتم می کنه.

چی می شد اگه بد بودی؟؟سرد بودی ؟؟پاک نبودی؟؟دستت انقدر گرم نبود؟؟حداقل دوستم نداشتی؟؟

کاش می دونستم دوستم نداری که انقدر عذاب وجدان نمی گرفتم.ممکنه الان پیش خودت بگی "من که دوستت ندارم"ولی در این صورت حرفت دروغ میشه یا اون قبلیا یا این ، اما تو دروغ گو هم نبودی.

باشه من می رم کنار دوباره می خوام عشقت رو بندازم تو صندوغچه قلبم ،روش یدونه از این دستمال سفیدا بکشم.اما همیشه تو گوشم یه فریاد هست"I need you today ,Oh ... " .

اینو هم من می دونم هم تو می دونی: من یه انسانم گاهی وقتا اشتباه می کنم.اما اینو خوب می دونیم این اشتباه آخر...

من به کی قول دادم گریه نکنم؟؟هان؟؟یکی بمن بگه من چرا نباید گریه کنم؟؟چرا وقتی یاد عشقت یاد لحظاتی که با تو بودم میوفتم فشار خونم می ره بالا چشام داغ میشه پر میشه پر پر اما نمی تونم گریه کنم!

I swear I won't cry,

Even as tears' fill my eyes,

I swear I won't cry.

Any other girl I'd let you walk away.

Any other girl I'm sure I'd be ok.

آره اگه کس دیگه ای بود اصلا برام مهم نبود مثل بقیه کسایی که از کنارم رد می شن و بی تفاوتم .اما به حرمت لحظه های عشقمون قسم همه لحظه هایی که با هم بودیم برای من مثل یه کابوس میمونه (چون من کابوس هام از یادم نمیره) و تو برای من از یه فرشته بالاتری یه موجود دست نیافتنی که فقط توی خواب می شه داشتش واگه تو توی خواب من باشی حاضرم تا آخر عمر بخوابم.

 

نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم                     نذاشتن حتی با هم دیگه بد باشیم.

 

خیلی وقته می خوام عشقم رو بکشم.آخه داره نابودم می کنه یجورایی داره از رو زمین محوم میکنه دارم یواش یواش فید اوت میشم.اما چجوری؟؟

هیچ کس نمیدونه از پسر عمم پرسیدم می دونید چی گفت؟؟؟

اول گفت من اگه می دونستم یه فکری به حال خودم می کردم که انقدر زجر نکشم.بعد یکم فکر کرد گفت با یکی دیگه دوست شو ولی دیگه عاشق نشو هیچ وقت...تو همین گیر و دار بودیم که موبایلش زنگ زد.با یه دختر جدید آشنا شده بود دقت کردم ببینم چی میگن،همش از اون گلی حرف میزد از خوبی هاش و بدی هاش .ولی دیگه بهش نگفتم این چه وضعشه...

می دونی وست لایف اینجا چی میگه؟؟

As if I'd find someone

Who's just like you ohh

اگر بخواهم کسی را پیدا کنم.چه کسی می تواند مثل تو باشد.

اما من نمی خوام فراموشت کنم یعنی می خوام ولی...نمی تونم.

می دونم که عشقمون Unbreakable (شکست ناپذیر) بوده و هست و خواهد بود .

الان پاشو ضبط روشن کن و Unbreakable  رو با من زمزمه کن.

 

دستم را گرفتی

قلبم را لمس کردی

مرا نزدیک گرفتی

همیشه آنجا بودی

 

در کنار من

شب و روز

در میان همه آن

شاید برسد آنچه که ممکن است

 

پس زده شده روی موجی از عاطفه

اسیر شده در چشمان طوفان

....

هر گاه که در چشمانت می نگرم

آه عزیزم، میدانم چرا این عشق شکست ناپذیر است

 

...

این عشق شکست ناپذیر است.

 

اما آخرش باید یه چیزی رو اعتراف کنم

But this miss you nights are the longest

اما این شبهای دلتنگی طولانی ترین شبها هستند.

...

It's just same this miss you game

دلتنگ شدن برای تو یک بازی همیشگی است.

Thinking of my going

How to cut the thread and leave it all behind

به رفتنم می اندیشم

که چگونه این ریسمان را پاره کنم و هر چه پشت آن است ترک بگویم.

 


تا حالا شده بخوای عشقت رو نابود کنی؟؟تا حالا قلبت رو زیر پات گذاشتی

خودم قبلا امتحان کردم الان بصورت عملی بهتون میگم چی کار کردم.

اول مواد لازم رو آماده کنید:

یک عدد لنگ (در حد نو)

کمی آب داغ

یک عدد کفش مردونه پهن یا سنگ بزرگ

یک عدد آدم بیکار

اول به یک عدد آدم بیکار می گین که لنگ رو با آب گرم خیس بکنه .بعد لنگ رو زمین بیندازه (همونجوری که ازش آب می چکه).حالا خودتون می تونید ادامه کار رو در دست بگیرید و با کفش یا سنگ محکم رو لنگ بزنید که قبلا رو زمین قرار دادید.اون آب قرمزی که میبینید نتیجه کار ماست.

البته طرز کار قلب کمی فرق داره توی قلب خون هست و رگ که وقتی پاتون رو روش می ذارین با فشار خارج میشه و صدایی مثل همون دستمال میده تازه رگهش هم از بغلش میزنه بیرون.

حالا چرا این رو گفتم؟؟چون من همین کار رو یکدفعه با قلبم کردم.گذاشتم زیر پام فشارش دادم.همه عشقم ازش بیرون ریخت.اما می دونید که عشق مثل چرک میمونه اون یکمی که باقی مونده بود منو دوباره عاشق کرد.اما دکتر گفته اگه دوباره این کار رو بکنم حتما سکته می کنم...

آخ کاش عشق مثل گوسفند بود می شد سرش رو برید.اون هم بدون دلیل،اینو میدونم که آدما می تونن عشق رو دار بزنند اما به یه دلیل محکمه پسند مثل تجاوز به عنف یا قتل یا قاچاقچی بودن.ولی قلب من هیچ کدوم از این گناه هارو نکرده.

میشه باهاش کامپیوتری بر خورد کرد .اولا استند بای بود بعد، یوقتی عشق من در حال کار شد و سی پی یوش همش کار می کرد بعضی وقتا داغ می شد و خاموش می کرد اما حالا یه اسکرین سیور مثل یه کابوس زشت جلوشه که رمز داره و نمی تونم سیستم رو شات دان کنم.(سیستمش 98 ،واسه همین نمیشه)


ممکنه باورتون نشه اندازه ۶ تا صفحه ورد نوشته دارم اما دیگه جا نمیشه.

آرزوها

برو ببین چه سایتی ساختم واسه سپیده باغت آباد بشه .چی شده.حسودیم میشه .خیلی قشنگ شده .یه سایت گرم و جون دار.مثل خودش باحال.در هر صورت یه نگاه بکنید ارزشش رو داره .


خوب امروز خبر زیادی از وست لایف ندارم .خوب آقا جون من وقتی خبری نیست نمیتونم شایعه دست کنم که ،ولی از کری یه خبر هایی هست که سپیده زحمتش رو کشیده ترجمه کرده میتونید برید تو سایتش بخونید. من خودم یه جورایی گشادیم میومد اون همه متن رو معنی کنم اون هم با اون همه اصتلاحات عجیب غریب،دم سپیده گرم .(یه کف به افتخارش)

 

این یه خبر از شین که نگین این سایت وست لایفه یا چرت و پرت :

 

 

شین فیلان و جیلیان که منتظر اولین بچشون هستن هفته گذشته در نمایش Morgan autum/winter حضور پیدا کردن .

شین آشکار کرد و گفت :"من واقعا هیجان زده ام در مورد آلبوم جدید وست لایف .ما دوباره میریم تا بصورت افسانه ای بخونیم.اصلا هیجان زده نیستم برای اینکه دارم برای اولین بار پدر میشم.فقط خوشی داره ازم میباره.من واقعا نمیتونم صبر کنم!

شین گفتش که نمیتونه باور کنه برایان انقدر لاغر شده .ما فقط باید آرزو کنیم اون خوب باشه مثل همو موقعی که تو باند بود.اون اونموقع خیلی تنبل بود.اما حالا اون هر روز داره کار میکنه،شین همچنین دوست دختر جدید برایان رو تصدیق کرد .اون اشاره کرد که "من دلتا و برایان رو چند هفته پیش ملاقات کردم.اون یه دختر دوست داشتنیه و اونها با هم واقعا خوش حالن.

(این دو تا خبر از ترانه بود ازش ممنونم که همیشه به من کمک می کنه)

 

این عکس رو خودم درست کردم.

  Westlife fun

 

اینم یه عکس از اتاق شهره .امیدوارم ناراحت نشه ولی این عکس خیلی قشنگه.

اتاق شهره

 

فقط بگین این عکس و اون عکس بالا رو میتونید ببینید یا نه؟؟؟

 

با یه آهنگ از کیان چطورین ؟؟به نظر من بهترین آهنگ کیان اینه:

رایت کلیک کنید و save as target رو بزنید.

One last cry (Kian only

 

یه چیز دیگه وحید این روزا ترکونده جدیدا زیاد تحویل نمی گریه ولی من وست لایف فن رو به هر صورتی دوست دارم.اون توی سایتش DVD .VCD.MP3 می فروشه .خیلی قشنگ کار کرده .اون قدیما خودش رو رقیب من میدونست (البته الان دیگه اون هم حس نمی کنه) در هر صورت اون کاربر های خودش رو داره منم کاربر های خوم رو در هر صورت حتما برین سایتش رو ببینید .مقایسه کنید جواب بدید اگه دیدید که وبلاگ من در برابر سایت اون هیچی نیست بگید منم سایت میزنم. در هر صورت فکر می کنم جای خوبی برای خریدن DVD وست لایف باشه .کمیته به من وام نمیده برم بخرم .(به نظر من اینجوری صمیمی تره)

وحید

 

مسابقه

 یادم رفته بود.نوبت مارک!نه؟؟به نظر من مارک تو I dont wanna fight یه تیکه اولش و توی you see freind but i see love اونجام صداش با مزس نظر شما چیه؟؟؟

 

راستی طرفدارهای مارک کجان که نیکی و شین دارن میرن آسمون بیاین نجات بدین.

می تونید عضو خبر نامه بشید از ما گفتن.


من خیلی وقت بود آماده کرده بودم و تو بلاگ فا فرستاده بودم .می خواستم بقیه بیشتر بخونن اونهایی که نخوندن هم بخونن که انگار اونهایی که نخونده بودن ،نخوندن.

 

اینم بخش خودم می دونم نباید انقدر زیاد بنویسم ولی واسه کسی که نمیتونه با کسی  حرف بزنه کم هم هست وقتی یه عالمه بغض و گله تو گلوت مونده باشه ...

شاعر میگه :

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم            چه بگویم چو بیایی .... 


آرزوهای ما همون هدف های ما هستند که کوچیک و بزرگ دارند.آرزو ها مثل چراغ مسیر زندگی ما رو هدایت می کنند.وقتی به مجموعه چند آرزوی کوچیک میرسی یعنی به یک آرزوی بزرگ رسیدی .اگه آرزو نباشه هیچ هدفی نیست و اگر هدف نباشه انگیزه ای نیست و اگر اون هم نباشه زندگی پوچه...(فیلسوف هم شدم)

امروز که داشتم می گشتم یه اتاق دیدم روش نوشته بود آرزوها ،خیلی کنجکاو شدم ببینم چه آرزوهایی تو قلبم دارم:

آروم در و باز کردم خبری نبود سکوت بود و سکوت .یه جای خیلی کوچیک بود با چند تا قفسه خاک گرفته معلوم بود خیلی وقته کسی به دکوراسیون اینجا دست نزده یه لامپ 60W داشت(قلب برق داره حال کنید.) که از هیچی بهتر بود(تازه اونم نیم سوز بود).آروم رفتم جلو سه تا یا بیشتر قفسه داشت، که یجورایی بهم ربط داشتند.رو قفسه اولی یه فوت کردم کل اتاق شد گرد و خاک روش نوشته بود آرزوهای نزدیک یه قفسه خالی بود هیچ چیزی نداشت،یعنی من هیچ آرزویی ندارم؟؟؟

قفسه بعدی رو نگاه کردم نوشته بود آرزوهای دور یا محال این سه تا به هم ربط داشتند از آرزوهای محال میرفت به آرزوهای نزدیک و از آرزوهای نزدیک میرفت به یه جایی که محل قرار گیری آرزو بود اما اون دوتا خالی بودن و عوضش آرزوهای دور پر بود.

تصمیم گرفتم چند تاش رو بخونم یه چیزی تو مایه های دیسک بودن اولی رو اجرا کردم،یه چیز جالب نوشته(قول بدین نزنین و در امان باشم) نوشته من آرزو دارم یه دونه همچین مشتی بزنم زیر گوش شین فیلان عجب آرزویی!! می دونید چرا؟؟چون تا آخر عمر یادش نره همیشه یادش باشه یکی بود زدش چون همه می بوسنش امضا ازش میگیرن.چند تا آرزو هست که نمیشه خوندشون ولی این یکی رو میشه خوند یکم هم شدنیه آرزومه که P.H.D(دکترا)بگیرم.البته هنوز این آرزو هم اینجا هست که فوق دیپلمم رو بگیرم .آرزوهای زیادی اینجاست از کجاش بگم؟؟ یه آرزوم اینه که وست لایف تو استادیوم آزادی کنسرت بزاره روی این یه برچسب گنده قرمز زده نوشته "محال"ولی آرزومه دیگه یه آرزو دیگه دارم آرزو دارم هیچ وقت به کسی بد نکنم تا ازم ناراحت بشه،یکم آرمانیه و حال بهم زن ولی آرزومه نمیتونم که دروغ بگم می تونم؟؟

خیلی آرزو هست ولی دلم نمیاد بازشون کنم اینجا یه آرزو هست که هیچ چیزی روش ننوشته،بازش می کنم کوچیک توش نوشته:

آرزومه،آرزومه، که در رو وا بکنی بیای تو خونه،تورو تو بغل بگیرم عاشقونه

اینم یه آرزو دیگه .

اینجارو ببین لیست آماری آرزوهامه (عجب سیستم پیشرفته ای)اینجا من آرزوی منفی برای هیچ کس ندارم .آرزوی موفقیت هم ندارم چون تا حالا برای کسی آرزوی موفقیت نکردم همیشه امر کردم"موفق باش(ی)" .

دوست ندارم زیاد بگردم چون شما می دونید که مشکل دارم یهدفعه یه چیزی میبینم دلم تنگ میشه حالا بیا و جمعش کن ...بعدا دوباره میام.

 


 می خوام بلند بگم خیلی بلندخیلی بلند .کاشکی عاشقت بودم .کاشکی عاشقت بودم .کاشکی ...

یادته یه روز ازت پرسیدم فرق دوست داشتن با عشق چیه؟؟

قشنگ یادمه بهم گفتی عشق یه دوره کوتاه تموم میشه ولی دوست داشتن تا همیشه هست .من که یه جواب دیگه واسه خودم آماده کرده بودم (که اصلا منطقی نبود) شکه شدم .خیلی جواب جالبی بود .حالا می خوام بلند داد بزنم .کاشکی دوست نداشتم.

من چند تا دلیل دارم واسه اینکه تا ابد با همین بد بختی طی کنم .همتون میدونید تو هیچ داستانی عاشق معشوق بهم نمی رسن .لیلی کجا به مجنون رسید فرهارد از عشق لیلی دق مرگ شد ولی دقت کنید اگه اینها بهم می رسیدن بعد یه ماه از هم سیر می شدن طلاق میگرفتن یا حد اقل انقدر عاشق نمی موندن (این نظر منه).تازه وقتی وست لایف بهت یه چیزی بگه اون میشه طریقه زندگیت (البته این از اول هم نظر من بود)میگه که :

When I fall in love

It will be forever

Or I'll never fall in love

 

When I give my heart

I give it completely

Or I'll never give my heart

وقتی عاشق شدم  .اون برای همیشس.یا اصلا عاشق نمیشم.

وقتی قلبم رو بدم .اون رو کامل میدم .یا اصلا نمیدم.

 

خوب این خیلی دلیل قشنگیه یه واقعیت عظیم .

تازه من آدمی نیستم که یه گل رو بکنم بعد بو کردن بندازمش دور.نه نه نه!

همینا داره بد بختم میکنه همینا منو نگر داشته البته از همه مهمتر اینه اگه یه درخت تنو مند رو از یه جایی بکنی جاش تا سالها میمونه ، عشقی که تو دل آدم ریشه دونده مثل همون درخته .میگین آخه من چی کار کنم ؟؟ 


یه داستان از خودم:

همیشه بعد از اون تصادف از پنجره نگام می کرد بد جوری بهش محتاج بودم مثل یه معتاد که وقتی چیزی نباشه سیگار میکشه .همش تو کفش بودم من نمیتونستم برم کنار چون همه چیز بصورت خودکار عمل میکرد چشمام همه جا بدنبال چشماش بودن گوشهام تا صداش رو میشنیدن تیز میشدن .پاهام با دیدنش خم میشدن دستام میلرزید .همه اینا رو میدونستم ولی نمیدونم چرا وقتی میدیدمش مثل یه آهنربا می چسبیدم بهش انگار میکشتم .اون روز دیدمش پاهام خود بخود افتادن دنبالش .خیلی تو کفش بودم هر چی رفتم دنبالش تا نگام کنه دریغ .میدونید چجوری شده بود؟سیمز رو بازی کردید ؟؟یارو گشنش میشه نوار گشنگیش میاد پایین .خوابش میاد نوار خوابش خالی میشه.من همه اعضام نواراشون اومده بود پایین همشون نیازش داشتن ،راستی به این چی میگن؟؟؟داشتم می گفتم وقتی دیدمش اول نشستم بعد توبت بقیه بود شروع کردم دنبالش رفتم از دور بعدش هم که دیگه پرید تا اینکه نا امید رفتم توی یه کوچه نا امید داشتم میرفتم .دیدم دو تا سایه پشتمن .خودش بود وای وای وای خودش بود یکم قدم هام رو آروم کردم سایش رو نگاه کردم تو نوره مهتاب قشنگ روش راه رفتنش رو تشخیص میدادم چشمام داشت از حدقه در میومد لبام آویزون شده بود موهام سیخ شده بود .پاهام یواش کردن .اومد از کنارم رد شد با یکی از دوشتاش بود.هر کاری کردم یک کلمه از دهنم در بیاد نتونستم.وای خوب شد نگام نکرد چون جلوی دوستش قش می کردم ساید هم میرفتم جلو بغلش میکردم انقدر فشارش میدادم یه بو گنده ازش میکردم تا نتونه داد بزنه انقدر فشارش میدادم تا همه اعضای بدمنم ری ست شن.اشکم خشک شده بود یعنی پلک هم نمیزدم(مگه خرم) اون کسی که خیلی وقت بود از نزدیک ندیده بودمش جلوم بود من هم هیچ غلط خواصی نکردم.نمیدونم سلام کردم یا نه .میدونست نگاش میکنم ولی نگام نکرد تو یکی از کوچه های فرعی رفتم تو  .به خودم یه لعنت کردم به شانسم 1000 تا و این دو تا رو به توان چند تا کردم و بر روح اون رفیقش لعنت کردم که منو از یه نمیدونم چی حسابی محروم کرد .حالا حد اقل قضیه اینه که یکم چشام جون گرفت باورتون نمیشه ولی چشم مام بهتر میبینه .به امید روزی که دوستش نداشته باشم.


 یه عالمه حرف دارم یه عالمه شعر دارم همش اینجا گیر کرده راستی دیروز یه فال گرفتم خیلی قشنگ در اومد.

 

مرا میبینی و هردم زیادت می کنی دردم                          ترا میبینم و میلم زیادت میشود هردم

بسامانم نمیپرسی نمیدانی چه سرداری                           به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم

نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی             گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم

ندارم دستت از دامن بجز در خاک آن دم هم                    که بر خاکم روان گردی بگیرت دامنت گردم

فرو رفت از غمم عشقت دمم دم میدهی تا کی                  دمار از من برآوردی نمی گویی برآوردم

شبی دل را بتاریکی ز زلفت باز می جستم                      رخت می دیدم و جامی حلالی باز می خوردم

کشیدم در برت ناگاه شد در تاب گیسویت                        نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم

                

                            تو خوش می باش با حافظ برو گو خصم جان میده

                             چو گرمی از تو میبینم چه باک از خصم دم سردم

 

 

ولی این شعر ور هم برام یه دفعه دیگه اومد .واقعا درسته :

 

کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد                       یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد

 


یادم اومد بذار یه خاطره بگم .خاطره چیه بابا جریان ماله پریروزه :

پریروز من داشتم از دانشگاه میومدم تو راه هیکل قناص یکی از دوستام رو دیدم که بلا نسبت گاو به چه دور بازوش از دور رون پای من بزرگتره تازه من از اکثر دوستام گنده ترم.بگذریم یه نگاه کردم دیدم جمعشون جمعه خلشون کمه .سریع پول راننده رو دادم و پیاده شدم رفتم پیششون دیدم به به یه قلیونی و بساط سیگار و پفک و البته الکل 96% یه قوطی ویسکی هم هست.منم از خدام بود رفتم جلو قبل دست دادن چند تا پفک خوردم .تازه سلام علیک کردم همشون مات و مبهوت مونده بودن،من از کجا رو سرشون آوار شدم.دیگه جاتون خالی قلیون رو ور داشتم دیدم یه مزه آشغالی میده نگو ذغال رو نشکستن .اونو شکستم . شر.ع کردن کشیدن بی معرفتا یکیشون هم به از اون کوفتی هایی که می خوردن تعارف هم نکردن هی می گفتن به سلامتی میرفتم بالا یکی میگفت"به سلامتی دیوار که پشتت رو گچی می کنه ولی خالی نمی کنه"یکی میگفت"به سلامتی گاو که نمیگه من میگه ما" (البته میدونستن من بخور نیستم) همینجوری پای بساط بودن که یه باراباس دیدم داره میاد گفتم جمع کنید تا نیومده جمعتون کنه.همه چیزو جمع کردن باراباس هم ترمر کرد دید نمیشه دنده عقب بگیره رفت دور زد .همه ترسیده بودن .جاشون رو عوض کردن رفتیم یه جا دیگه انده خنده چند تایی میوفتادیم رو هم دیگه حالا نزن کی بزن یکی از بچه ها اومد ادای گروپی در بیاره رو من بخت برگشته کلش گروپی خورد تو دماغم (هنوزم درد میکنه) یکی دیگه چت کرده بود به من می گفت سگ به یکی دیگه می گفت شتر .آخ یادم رفت ما یه باغ وحش کاملی همه چی داریم من شترم کفتار داریم گربه، سگ،خوک،گراز،خر،گربه،میمون،گوریل، کرکس،کوالا،کفتار،زرافه و جدیدا گاو(از همه دوستانی که اسمشون درج نشد معضرت می خوام) در هر صورت این رفیق ما حالش بد بود .

من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه                    صد بار به تو گفتم کم خور دو سه پیمانه

هی رفت بالا آورد(با عرض سوزش)هی چرت و پرت گفت منم که بعد عمری قلیون رو پیدا کرده بودم بی خیال نمی شدم تا طرفهای ساعت 9.30 موبایل یکی از بچه زنگ زد .مامانش گفت مهمون داریم بیا،مهمونشون هم کی بود؟؟همسر آیندش یعنی دختر خالش پس مجبور بودیم بساط رو جمع کردیم با چه جون کندن این رفیق کلاغمون رو سوار دوشمون کردیم بردیم در خونه، وقتی رسیدیم .پدر زن همین کفتار خان سوئیچ رو لطف کرد با هم رفتیم جمشیده بالا که خبری نبود ولی برگشتنی همون گاوه با یکی دیگه که عضو باغ وحش نیست با موتو میومدن  ته خیابونی که از جمشیده میاد پایین و به خیابون نیاوران میرسه گیر داد به چند تا دختر،اونم چه شیر دختری دختره چند بار با دسته بدمینتون از تو صورتش ولی این هی می گفت جون من دیگه داشتم قاطی میکردم(میدونم ناراحت شدی وایسا بقیش رو بخون) اونایی که یه بار رفته باشن جمشیده می دونن جلوش یه کلانتری هست یه کم که رفتیم خوردیم به ترافیک سر پارک نیاوران یه موتور پلیس به این دو تا عزیز موتور سوار ما گیر داد عقبیه پیاده شد ولی اون گاوه که راننده بود پیچید رفت .مام که بصورت MP3 هشت نفری توی پراید پیچیده بودیمحالومن گرفته شد از یه فرعی با هر جون کندنی شد در رفتیم بعد کلی بحث کارشناسی رسیدیم خونه .فرداش که میشه امروز خبر رسید که دختره زنگ زده 110 و پلیس هم اون یکی دوستمون رو که راننده موتور بود رو هم احضار کرد و امشب تو بازداشتگاه خوش میگزرونن در ضمن آقا پلیسه همه ما رو هم احضار کرده ولی ما که نمیریم میتونه بیاد ببرتمون.

تذکر:اینا همه دوستای من نیستن خیلی هاشون دوستای دوستامن که با من هم سلام علیک دارن دوستای من فوقش 3 تا یا 4 تا شونن.

 


 حال کردین چه ژر محتوا شد؟؟

چقدر عقده داشتم ها .با اینکه فقط دویک روز به علت اینکه کابل برق کامپیوترم رو قرض داده بودم سیستم نداشتم این همه حرف تو گلوم مونده بود تازه یه عالم دیگه هم بود ولی اگه بنویسم دیگه عمرا نخونین...

 

 

ادامه "وست لایف خصوصی"


     


 دوباره سلام .نمیدونم چی شد تصمیم گرفتم دوباره بنویسم ولی شما یه چیزی می تونید با خودتون بگید:"دیونس ولش کن"

اومدم بگم: اگه شما هم نمیتوننستید تمرکز کنید .اگه همه دوستاتون یا سیگاری شده بودن یا لات و همش پی عیش و نوش باشن و یکیشون هم که آدم مونده گیره یه عشق یطرفه شده باشه و وحرفتون رو نشنوه ...وقتی توی خونه مثل یه آشغال باحات رفتار بشه که تنها کاری که نشونه آدمیتت باشه درس خوندنه ...وقتی توی دانشگاه همه به چشم یه از قبل مشروط بهت نگاه کنن در صورتی که قبلا از همشون بالا تر بودی...وقتی توی جامعه تنها نشونه شخصیتت ارئه بلیط باشه...وقتی تنها عشقت رو باخته باشی ,جلوی چشمت باشه ولی نتونی بهش نگاه بکنی ....وقتی بشینی وقتی امتحان داری کتابهای صادق هدایت رو بخونی وهمش قهرمان داستان هاش یا بد بخت بشن یا بمیرن...وقتی برای برادرت مشکل به این گندگی پیش بیاد ببینی داره می سوزه هیچ کاری ازت بر نیاد... وقتی هز چیزی که از خودت داری یه وبلاگ باشه اونم به اسم مردم(بلاگفا) ...وقتی همش با خودت بجنگی ...وقتی فقط یه جوز خنده تو زندگیت مونده باشه اونم نیش خنده به حرفای دیگران...

 فکر نمی کنم همچین حس خوشحالی و سر مستی و عالی بودن بهت دست بده...

 

در ضمن من از تا امیدی نمی گم مکتب ما(وستلایف)همیشه امیدواره همونطور که قبلا هم گفتم ولی اون داستان جو صادق هدایت بود که آخرش باید یکی میمرد چه بهتر که خودم باشم...

 

آقا کری معتاد شده بد هم معتاد شده و داره خودش رو با اون می کشه اصل خبر رو بدن مینویسم

 

در ضمن شسوا خانم همچین گفت بهتیرین پست که من فکر کردم چی شده ولی هر چی خوندم چیز جالبی ندیدم .تو رو خدا هر جا مشکل داره بگین من از هندونه خوشم نمیاد اون زیر بغلم.از همتون هم ممنونم که انقدر به منن دلگرمی میدین.

 

 

یه شعر هم هست از قیصر امین پور که خیلی قشنگه در همین رابطه اس:

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست                        

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد ، کس به داغ دل باغ، دل نداد

ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

((بادا)) مباد گشت و ((مبادا)) به باد رفت

((آیا))ز یاد رفت و ((چرا در گلو شکست))

فرصت گذشت و حرف دلم نا تمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست

 





 

نشستم کل داستانهای صادق هدایت رو خوندم .آخر هر کدوم اگه یکی نمیره انگار نمیشه .منم جای اون بودم خود کشی میکردم.ولی خیلی قشنگ بود.یه فضا سازی عالی وداستان قوی .من یه داستان نوشتم که خیلی مثل اونهاست البته قبلا نوشته بودم .قبل از خوندن این کتابا.

همیشه می دیدمش

هم کلاسیم بود

بیشتر اوقات می گفت می خندید تیکه های بی مزه می انداخت .خیلی هم حرف میزد خیلی

اون روز تنها زیر یه درخت تو گوشه دانشگاه نشسته بود

نشستم پیشش ،ازش پرسیدم چته ؟

گوشی های پلیرش رو از گوشش برداشت یه صدای کمی میومد"You say good bye.."

خندید گفت هیچی می خوای یه جوک جدید بهت بگم ؟؟

صداش میارزید انگار تو یه حالت بقض بود که داشت مخفیش میکرد.

دوباره بهش گفتم چته؟؟؟

زیره لب گفت: تو نمیفهمی اندوه مرا

گفتم چی؟؟

گفت هیچی

ازش دوباره پرسیدم تو که همیشه در حال حرف زدنی همیشه داری می خندی و فعالی الان چی شده مگه.

با یه حسرتی گفت چون غمام یادم بره

با نیشخند گفتم مگه تو چه غمی داری؟؟

دوباره بلند تر گفت "تو نمیفهمی اندوه مرا"

...

شاید نمی خواست بگه ولی من همیشه غم رو تو چشاش میدیدم.

یه روز خبر آوردن که خود کشی کرده

نمیدونم چرا ولی تو ذهنم اومد"تو نمی فهمی اندوه مرا" ...


 

این شعرم رو امروز تو یات سپیده خوندم خیلی بهم چسبید فکر نمیکردم انقدر (به نظر خودم)قشنگ باشه که بتونه شیشه بغض منو تحریک کنه.یه بار دیگه با دقت بخونش:

و من می گریم و افسوس تو دیگر در کنارم نیستی

و من می گریم از کوچه تو با هزارن درد می گذرم

و تو مرا می نگری

ولی

فرقی نمیکند, دیدنه من, برای تو

و تو

تو که مرا همیشه تا آخرین لحظه با چشمانت بدرقه می کردی...

                    ***

کنون چگونه می توانم بگویم دوستت دارم؟

با همه احساسی که از قلبم سر چشمه میگیرد

و با همه دیوارهای بین ما و با این جلادانه عشق

که مارا خصمانه از هم دور می کنند

کنون چگونه می توانم بگویم دوستت دارم؟

چون تو دیگر در کنارم نیستی

و میدانم تا ابد نخواهی بود و این درد مرا ماننده خاری در چشم میازارد

و من، تو را در لحظه های اوج عشق باختم

با کوچکترین غفلتی، تو را گزمه های شهر شب بردند

و بازهم من تنها ، حالا ، در لحظه های بی کسی 

 دوباره با هر نفس نام تو را بر لب جاری میکنم

تا نفس هایم بوی تو را گیرد !!

و از این بهت تنهایی و بی کسی طلوع ستاره ات را ببینم

که در دور دست ها می درخشد

اما

نه برای

چون من تو را

باختمت ای عزیزه لحظه های التهاب

و ای شیرین ترین کابوس زندگی

باختمت

و من با تمام وجودم برای عشقمان می گریم

چون می دانم دیگر عشقمان نفسی نخواهد کشید...


نه شعرم میاد نه داستانم میاد می خواستم یکم از دلم بگم اما درش بسته بود هر چی نگاش کردم نشناختمش انقده تنگ و کوچیک شده که خون توش بزور جا میشه چه برسه به منو این همه دم و دستگاه.

چند روز پیش به شاعر هام حقوق دادم .یه پول بخور و نمیر دادم .اونام همین هارو بهم دادن:

 

وقتی که دیدمت

یکی از عمق وجود فریاد زد ...

...شیشه ای شکست و

تمام حجم قلبم را خون و اشک پر کرد

اما؛

تو حتی به من نگاه هم نکردی

از همان نگاهها که عاقلی را شیدا میکند

از همان نگاهها که من می پرستیدمشان

وقتی که دیدمت

 به من پشت کردی و رفتی

رفتی  به سوی فردایت

فردای تو

بدون من

نه،

نمی خواهم

فردا را بدون تو نمی خواهم.

روزی خواهی فهمید که هیچ کس تو را مثل دوست نداشت

گمانم بدانی

وقتی که دیدمت،

و از نگاههای حیرانم بخوانی

نگاهی که همیشه بدنبال توست(حتی سایه تو)

 

***

 

وقتی که نگام می کنی تو اوج آسمونم آسمون

هنوزتو دوستم داری اینو دیگه خوب می دونم

 

***

 

شعرهایم را

همه را

زیر نگاههایت قربانی می کنم

چشمان تو

نگاه تو

...تو

همه از رازت خبر می دهند،

رازت را دوست دارم

و عشقت را دوست دارم

حتی اگر برای من تباه شود؛

دوستت دارم .

 

***

 

 امروز بزرگترین درد من اینست

نمی توانم گریه کنم

حتی در عزای بزرگترین عشق دنیا

نمی توانم .

 

***

حالم از خودم بهم می خوره ، دیگه هیچ کس به حرفم گوش نمیده ،دوستایی که من لب تر می کردم برام می مردن حالا مستخرم میکنن.می گن دیوونه ای.میگن با خودت حرف میزنی ،میگن هر چی بهت میگیم یه چیز دیگه جواب میدی.چرا آخه باید اینجوری باشه من که از همشون تیز تر بودم حالا بنظرشون منگل میام.

برام مهم نیست دربارم چی فکر میکنن اصلا مهم نیست کسی دربارم فکر بکنه یا نه.ولی برام مهمه :چرا من اینجوری شدم؟؟

چرا دیگه نمی تونم با هاشون برم بیرون ؟؟چرا دیگه نمی تونم موهام رو شونه کنم؟؟چرا نمیتونم ریشام رو بزنم ؟؟چرا برام فرقی نمیکنه چی بپوشم؟؟چرا برام مهم نیست؟؟

چرا نمی تونم درس بخونم چرا همش دارم خارج میزنم؟؟چرا هیچ اتفاقی تو دلم نمیوفته وقتی استاد میگه 0.25 صدم شدی؟؟این همه "چرا"دارم.

کی می تونه نجاتم بده؟؟

تو هم نمی تونی اون جوری نگاه نکن که نمی تونی، اگر هم بتونی خیلی سخته.

یروز یه خبر میارن:

هادی مرد.

 

***

 

خیلی جالبه من تو رو دوست دارم تو منو دوست داری ولی دیگران مارو با هم دوست ندارن

خیلی جالبه تو با من آزادی من با تو آبادی دیگران از دیدن ما تو این حال ناشادن

خیلی جالبه همه دنبال دنبال جفتشون میگردن ما جفت داریم ولی باید دور خودمون بگردیم.

 

***

 

هنوز خالی نشدم

میدونی یه حس بد دارم

خیلی بد

خیلی خیلی بد

فکرش رو بکن یه چیزی رو می خوای یه چیزیه گنده ،بهت می دنش ولی اگه ببازیش واسه همیشه باختیش و تو اونو می بازی به این می گن ..........

حالا تو اونو باختی اون جلوته ولی حق نگاه کردنش رو هم نداری ،اون هست ولی کاش نباشه، اون هست ولی ماله تو نیست.







 سلام

خوب امروز نمی دونم چه روزیه (خوب یا بد) اما با یه دست پر اومدم .این می تونه یکی از آخرین آپ تو دیت های من قبل از امتحانات باشه واسه همین هر چی داشتم رو کردم.

امروز اینارو داریم : چند تا نکته از وست لایف.آموزش د کامیتد .یه داستان.ادامه قلبم.راستی اتاق وست لایف رو پیدا نکردم .ولی اتاق تنهاییام رو پیدا کردم.

ترجیه می دم همین اول حرفام رو بگم .

م عزیز من فکر می کنم بدونم شما کی هستی .اما من کاری نکردم که شما دلت برای خودت بسوزه .همه شعرای منو انگار واقعا نخوندیشون .این چند تا شعر آخری رو هم واسه پسر عمم گفتم البته بعضی هاشو.مهم نیست من این شعرا رو برای که میگم تو دلم کی هست .می تونه کسی نباشه میتونه یکی باشه میتونه توهم باشه، نه؟؟

بچه ها من دی وی دی می خوام.

عکس هم می خوام.تازه.

راستی این پوپ آپ که گذاشتم قشنگه ؟؟نظرتون رو در بارش بگین من واقعا منتظرم.

 


اینم یه sms که واسه یکی از دوستام اومده فکر جالبیه ولی من به احتمال زیاد به قالی باف رای میدم:

Amoo Ghalibaf!-bale-ghlie mano bafty?-bale-mardomo dast andakhty?-bale-ma'reke rah andakhty?-bale-chakhan beham bafty?-bale?Enghelab umade.-chichi ovorde?-Teryako Hashish-ba sedaye chi?-marg bar Amrika! marg bar Amrika

 


 دستاتو ببر بالا (با تو ام ببر بالا)

حالا با من دعا کن :

پروردگارا،بار الها، ای خدای مهربون

یه کاری کن آخر فصل پرسپلیس بالا تر از استقلال باشه.

آفرین حالا دستات رو بیار پایین تا بگم واسه چی .چون اگه اینطور نشه من باید به همه لات و لوتا(رفیقام) پیتزا بدم .تازه اونم از هر کجا که بخوان هرچیزی که سفارش بدن.

در هر صورت حال کردین پرسپولیس ابومسلم رو برد؟؟

 


روزنامه ها دارن داد می زنن

کدوم روزنامه ها؟؟

همینا که دور رو برمن همینا که از هفته ها پیش اینجان.این یکی رو ببین ماله سوم خرداده ،اه این یکی ماله اولای اردیبهشت ،این روزنامه ها از اون روزا کف اتاق منن این یعنی عمرم خیلی سریع می گزره باید یه فکری براش بکنم.ببین چقدر سریع می گزره که الان دو ماهه می خوام جمعشون کنم .نمیشه .وقت نمیشه!!!

 


این یه تیکه هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره میتونی نخونی.

 

خیلی چیزا رو دلمه ولی در نمیاد .نمی دونم چرا شاید واسه این دلهوره ایه که از امتحانام دارم.

 

یه عالمه شعر زیر گلومه ولی حقوقشون نرسیده چند روزه منتظر بودم بهشون حقوق بودم ولی نتونسم .داستان هام شدن مثل انشای یه بچه ابتدایی.

همش تقصیر توئه، چون داستانام رو نخوندی، شعرام رو درک نکردی اینه که اذیت می کنه هادی رو ...هادی از این ناراحته که چرا نباید عاشق باشه.

بهم بگو تو مثل" گلی قصه" نیستی.بگو تا مطمئن باشم.بگو تا مطمئن بشم کمرم نمیشکنه.

اگه همه دنیا روبروی یه عاشق باشن ولی معشوقش پشتش باشه همیشه عشق میبره اما اگر بر عکس باشه ...

کاش فقط یه بار دیگه می تونستم.می تونستم بغلت کنم ببوسمت و ازت دوست دارم بشنوم .حیف ...

 

چرا صدای تو منو دیووونه می کنه؟؟ چرا نگاه تو حتی از راه خیلی دور منو دیوونه می کنه؟؟؟

فقط میتونم بگم  ...به این شانس.

 

گفتی که همیشه یاد من باش                من یاد تو بوده ام همیشه

من هر غزل و ترانه ام را                   بهر تو سرودته ام همیشه.

 

نمیتونم نمیتونم که تورو رها کنم                   بعد تو من چه کسی رو عشق من صدا کنم؟؟

 

تو تو همیشه خوب و پاکی            من من همیشه توی رویا

(من اصلا دوست ندارم شعرهای مردم رو بنویسم ولی  قشنگه چیکار کنم؟؟وقتی شعرم نمیاد چیکار کنم.)

 

 


 

وست لافی ها و موزیک

·        نیکی از "'Tunnel of love" بدش میاد میگه یه آهنگ پنیریه (سوسولی)

·        وست لایف اولین بار بک استریت بویز و بویزون رو در تورشون همراهی کرد.

·        Westlife  اولین انتخاب Elton's John بود .در حقیقت التون جان می خواست با وست لایف بخونه .اما در عوض با یک حیله بهمراه Simon Cowell آهنگ 'Sorry seems to be the hardest words'  رو خوند و از این اتفاق عالی جلوگیری کرد.

·        اولین اسمی که وست لایفی ها همدیگر رو صدا میکردن "deautz"!(Means stupid) یعنی احمق.

·        جیلیان آهنگ 'If I Let you Go' رو دوست داره.

·        "Flying Without Wings" در واقع توسط Leanne Rimes نوشته شده .

·        قبل از اینکه وست لایف معروف بشه اونا اتاق لباس نداشتند .در عوض لباسهاشون رو تو توالت عوض میکردن.(چه شیک)

·        در آرژانتین 25 تاکسی دنبال اتبوس حامل وست لایف حرکت می کردن و توی همش وست لایف فن ها بودن.و 30 تا پلیس از پسر های دوست داشتنی محافظت میکردن.

 

بچگی

o       نیکی یک مدیر حیوانات اهلی بوده و مدیر فوتبال.(نفهمیدم یعنی چی.

o       شین یه گربه ماده سیاه داشته که بهش می گفته کیتی

o       شین ،کیان،مارک،و جیلیان همدیگر رو توی یه مدرسه موسیقی دیدن بنام grease

o       کیان و مارک اولین بار همدیگرو در کلاس زبان دیدن.

 

 شغلهای قبلی

·        مارک توی یه پیتزا یه پیتزا فروشی کار می کرده و پیتزا تحویل میداده

·        Kian was a kissogram (نمیدونم کیان چی بوده)

·        شین تو رستوران باباش اینا کار می کرده.

·        نیکی دروازه بان لیدز یونایتد بوده.

·        برایان تو مک دونالد کار می کرده.

 

اگر وست لایفی نمی شدن.

·        نیکی پلیس می شد.نیکی قبل از اینکه وارد گروه بشه همه آزمایشهای مربوط به استخدام در پلیس را داده بود.

·        کیان معلم پیانو می شد.

·        شین حسابدار می شد.

·        مارک یه معلم میشد.

·        (از برایان اطلاعاتی در دسترس نیست.)

کمی درباره برایان:

·        مادر برایان مربی مهد کودک.

·        برایان اولین بوسه واقعیش رو در 17 سالگی انجام داده(همون الان دو تا بچه داره دیگه)

·        براین اول بهترین دوست رونن بود اما بعد از اینکه مشروب رونن رو با سرکه عوض کرد(شوخی شهرستانی) از چشمش افتاد.

·        برایان میگه مارک یه صفت خوب داره اونم اینه که می تونه 16 ساعت در روز بخوابه.

 

نظرات نیکی:

·        ما بزرگترین گروه پسرها هستیم ...البته خارج از آمریکا

·        پول برای ما خیلی مهمه

·        بعضی  وقتا من برای خواب یه شرت بوکس می پوشم بعضی وقتا هم هیچی

·        من خیلی خوش شانسم که خودم هستم و چیزهایی دارم.

·        من نمی خوام مثل برد پیت باشم

·        من می دونم معروفم ، وقتی مامانم ازم امضا می خواد.

 

شین:

·        باور کنی یا نه ما آدمهای با خهوشی هستیم.

·        من یه دوست دختر دارم اون یه دختر دوست داشتنیه.(جیلیا ن رو میگه)

·        مردا پستان دارن (با عرض پوزش) چون می خوان مثل زنا باشن.

·        من عاشق هندوانه ام برای صبحانه .اون منو بیدار میکنه و احساس میوه ای بهم میده.

·        من هیچ وقت لخت نمیشم .چون می تونه یه صحنه وحشتناک باشه .البته با 1 بیلیون پوند شاید راضی بشم(عفت و ببین)

·        من نمی تونم به گلف نه!! بگم.

·        من فکر نمی کنم کشوری باشه که در اون س...س نداشته باشم.(تو ایران)

·        من یه گربه داشتم به اسم کیتی اون صورتی نبود ولی سیاه هم نبود می فهمی که چی میگم؟؟ و هر چیزی که یه دختر باید داشته باشه داشت.وقتی دوستام میومدن خونمون اونو پشت تخت قایم می کردم.

·        وقتی من 8 ساله بودم با یه اسب خوابیدم.

·        شین اینجاست!من 12 تا دوست دختر دارم که 6 تا شون شوهر دارن.

·        من ماهی یبار گریه می کنم.(خوش بحالش)

 

مارک:

·        ما در دنیایی خیلی خیلی دیوانه زندگی می کنیم.

·        وقتی من جوون بودم روزهای واقعا طلایی داشتم اما هیچ کدوم یادم نمیاد.

·        درباره fool again "اون درباره یک پسره که دوباره گول خورده و اون نمی تونه باور کنه اون دوباره احمق شده چون از قبل هم احمق بوده و اون دوباره گول خورده."

·        من از پرنده ها می ترسم .

·        من به همه چیزهایی که در مورد مادرمه اهمیت میدم.

·        ما می خوایم اولین گروهی باشیم که تا سالها با همیم و حتی از بک استریت بویز هم می خوایم بیشتر دوام بیاریم.

 

کیان:

·        یه گزارشگر از من پرسید من گی هستم!!!

·        من فکر نمی کنم زیبا باشم .ولی فکر هم نمی کنم زشت باشم.

·        پیدا کردن عشق سخته ... اما غیر ممکن نیست.(به این میگن جمله باحال)

·        کسانی که منو دوست دارن بهم نمیگن ،گروه رو ترک کن.

·        ... اگه تو آدم خوبی رو ببینی  پس داری آدم خوبی رو میبینی...


امروز تصمیم گرفتم برم به سرزمین رویاهام قبل از اینکه وارد بشم از هر چیزی تصوراتی دارم تا حالا توش نرفتم امروز اولین بارمه ...

در رو با چشم بسته باز میکنم یه باد گرم به صورتم می خوره خوشحالی انگار یه خیال باطل(حتی تو رویا) تغریبا یه بیابونه(تغریبا) قشنگ توش معلومه"چه بر سر دل شکسته میاد ؟ ریشه های عشق همه جا هستند اما آنها برای من تباه خواهند شد نمی توانم بیش از این در برابر چیزهای دردناک مقاومت کنم. در میان سایه ها قدم میزنم در جستجوی نور .سرد و تنها، بدون سویی در چشمان در تکاپو برای رفتن به هیچ کجا ...همه چیز گم شده هیچ جایی برای آغازی مجدد نیست، همه آنچه که هست یک پایان غم انگیز است"این از سرزمین رویای من البته یه کور یوهای امیدی هم هست(اه اه اه چه کتابی شد) اما خیلی دورند هیچ رویای نزدیکی نیست هیچ آرزویی هم ندارم(جالب نیست؟؟).

زمین اتاق رویام داغ داغ شده یه چند تا آرزوی نیمه جون اینور اونور افتادن یکیشون خیلی تشنس ولی یکی نیست دستش یه لیوان آب بده (منم که حق تغییر ندارم) من اینجا تغریبا یه موجود ((((Read only هستم .وکار خواصی ازم بر نمیاد .یکی صدام میکنه نه از انجا نیست از اتاقه خاطرات مصوره (تو قلبم جن داره؟؟) صدا میاد، اینجا دیوار نداره گوش بچسبونم.صدای خودشه ولی معلوم نیست چی میگه میترسم اگه اینجا وایسم دلم زیادی تنگ بشه و من تو این اتاق حبس بشم باید سریع برم بیرون.پس در کو می گردم ، نه نیست صداش می کنم."در بیا!"جلوم در ظاهر شد!پس فهمیدم چطوری از فضاهای محدود قلبم در برم .

امشب زیادی تو قلبم گشتم میترسم چربی خونی کلسترونی چیزی بگیریم بهتر برم بعدا بیام بقیه جاهاش رو کشف کنم بعد از این نوبت اتاق وستلایفه که طبقه سوم قلبمه.

الان تو اتاق اصلیم چجوری بیام بیرون؟؟؟

آهان !! "در بیا" ، در اومد من دیگه میرم .

   (اینو من یه هفتس نوشتم وگر نه الان اصلا مخم کار نمیکنه.)


یکی بود یکی نبود تو دنیا            یه جوون خسته بود      میون  کلبه قلبش           دختری نشسته بود

 روزا با طلوع خورشید             پا می شد به یاد اون       شبا از بوسه مهتاب       سر میزاشت به خاک اون

....

اما اون دختر بد                      فکر شاه پریون             دلش و شکست و رفت         پی شارده ای جوون

...ادامش رو هم که میدونید ؟؟

 

می خوام براتون یه داستان بگم یه داستان که نصف تهران (همه فک فامیل ما) به صداقتش شهادت می دن.

یه روزی تو زمان های خیلی دور (7 سال پیش) یه پسری عاشق دختر همسایشون شد که چند تا خونه باهاشون فاصله داشت .پسره پسر یه راننده تاکسی بود و تازه پست لبش سبز شده بود ،دختره هم دختر یه مدیر مدرسه بود.این دوتا همدیگر رو دوست داشتن .پسره برای یه نگاه دختره تا 12 نصف شب تو کوچه می موند و دختره هم با یه نگاه شبش رو روشن می کرد.تا اینکه بابای دختره بو برد و پسر ترسو که اسمش "امیر بود" ترسید .گفت من باید یه مدت از این جدا بشم تا باباش نیاد در خونمون هر چی بهش گفتن (گفتم) نکن، گوش نداد.

اونا از هم برای 2 سال جدا شدن پسر تو کف دختره بال بال می زد از طرفی دختره خونش عوض شده بود پسره هم همینطور، دیگه هیچ کدوم تو اون کوچه نبودن .توی این دو سال خیلی اتفاقا افتاد مثلا همین امیر جون ما دختر رو که اسمش گلی بود رو با یه پسره دیده بود و مثل سگ پسر رو زده بود.

 

این پسر غصه ما خیلی دلتنگ بود دوباره دنبال عشق بود و البته پشیمون تصمیم گرفت یه سایت درست کنه ،اون یه سایت درست کرد و روی کل دیوار هایی که می دونست دختره ممکنه ببینه نوشت .(اگه خواستید سایتش رو بهتون می دم) این آقا هر روز جریان اون روزش رو با همه مخلفات توی اون سایت می نوشت .

تا بعد از چند ماه از دختره یه میل اومد .پسر خوشحال بود .بالاخره با یه عالمه مخ زنی تونست دل دختر رو بگیره دستش.حالا اونا خوش بخت ترین بودن همه چیز عین دو بیت اول شعر بالا بود همه چیز.

مثلا همین پارسال دختر خانم یه تولد واسه عشقش گرفت و همه دوستاش رو دعوت کرد خیلی بزرگ.آخه می دونید دختره پولدار شده بود انقدر که تراول تو کیفش می زاشت و همین پسر غصه ما رو اذیت می کرد.

اون دو تا با هم خیلی خوب بودن خیلی .خیلی ها هم به اون دوتا حسودی میکردن.دختره پیش دانشگاهی می رفت پسره هم دنبال دیپلمش بود .

همه چیز رویایی بود .پیره با تاکسی باباش تا نصفه شب کار می کرد تا کم نیاره و بتونه یه کادو هر چند کوچیک واسه عزیز ترین کسش بگیره.

این گلی خانم ما پسر قصمون رو می پرستید پسره یه چیزی بیشتر .

(حتی یه بار که جلوش درباره دختر عموم که دانشجو شده گفتم نزدیک بود منو بزنه تا خونشون هم گریه می کرد که"مگه دانشگاه چه تحفه ایه" )

جریان می گذشت پسره یواش یواش کار پیدا کرد و برای خودش مو بایل خرید .

همینجوری اوضاع خوب بود تا اینکه دختره دانشگاه(علمی کاربردی) قبول شد . با هه مشکلات و درد سر ها و با اجازه و خواست شوهر آیندش به دانشگاه رفت.

بعد از یه مدت که میرفت و میومد یواش یواش رفتارش عوض شد یواش یواش داشت سرد می شد .یه روز اومد گفت ابام می خوادبزو شوهرم بده .

امیر خان بهش گفت هیچ پدری بچش رو بزور شوهر نمیده .

معلوم بود یکی تو دانشگاه زیر دندون خانم گیر کرده .

دختری که پارسال جشن به اون بزرگی گرفته بود امسال برای کادوی تولد می دونید به پسره چی داد؟؟

یه دریا غم .اون با کمال وقاهت به کسی که یروز می پرستیدش گفت :تو مشخصاتی که من می خوام رو نداری.

حالا پسره شده مثل یه تیکه چوب .

به این دختر هوس باز میشه چی گفت؟؟

می دونم  خیلی بد نوشتم اما واقعا نوشتن همه چیز سخته .من خودم رو که جای پسر عمم میزارم(که مثل برادرمه) دیوونه میشم قاطی میکنم .دوست دارم یا خودم رو بکشم یا دختر رو.

حالا حقش بود اون شعرا رو من براش می گفتم؟؟

خیلی واسش ناراحتم آخه با این همه ظلم بازم عاشق دخترس.

پدر عشق بسوزه.

 

 با خوندن این داستان یاد کدوم آهنگ وست لایف افتادید ؟؟؟این مسابقه اندفعه!!!

من یاد fool again افتادم البته بازم آهنگهایی هست که بخوره ولی شما بگید.

 


 

این راهنمای دانلود از سایت دکامیتد هست که من با وب مستر سایتش مشکل دارم و قبلا در مورد این مشکل نوشتم .اون از من خواهش کرده از سایتش لینک ندم منم قبول کردم انصافا از وقتی لینک ندادم مجبور شدم بیشتر رو سایتم کار کنم و کاربری سایتم رو از دانلود به خبر تغییر بدم .(برای من که بد نشد)

 

اما مواد لازم برای دانلود از این سایت:

 

آدم بیکار و البته وست لایف فن                      1 عدد خفن

کامپیوتر                                                    1 عدد سالم

خط اینترنت پر سرعت                                   به میزان لازم

برنامه دانلود (DAP)                                  یک عدد

حوصله                                                     بمیزان لازم

نمک و فلفل                                               دو پیمانه

 

خوب برای دانلود از سایت  روی عکس کلیک کنید و برید تو.

 

 

شما اول باید گوشه سمت راست user & password رو وارد کنید بعد از login در سمت راست شما در main menu یک گزینه بنام Downloads  وجود دارد (.یا بالا سمت راست).در صفحه دانلود شما

چند موضوع دانلود می بینید.روی یکی از آنها مثل music  کلیک می کنید و وارد می شوید .حالا یک لیست جلوی شماست، انتخاب می کنید مثلا :

  Brian McFadden - Hole In The Sky.mp3

B-side to Demons CD1

Submitted on: 05/30/05 at 12:39:15 CST Hits: 397 Votes: 0 Score: 0

0%  100%  
Download Now! | Rate Downloads | Broken Downloads?

 

شما اینجا دو راه دارید یک راه ساده یک راه دشوار .راه اول اینکه روی اسم آهنگ کلیک کنید که یک صفحه باز میشه :

 

   Brian McFadden - Hole In The Sky.mp3
 Submitted on:
05/30/05 at 12:39:15 CST Hits: 397 Votes: 0 Score: 0

B-side to Demons CD1

Download Now! 

0%  100%  
Rate Downloads | Broken Downloads?

اینجا شما میتونید روی Download Now! کلیک کنید ولی فکر میکنم مشکل داره و مشکل اصلیتون همینه ؟نه؟؟

 

راه مشکل تر رو هم میشه از این صفحه هم از صفحه قبل رفت ، شما باید روی گزینه Rate Downloads زیر مشخصات آهنگ کلیک کنید . یک صفحه جدید باز میشه که چند تا از مشخصات آهنگ رو نوشته :

Top of Form

Bottom of Form

 

Rate Download:

Download Number

5

Download Name

Brian McFadden - Hole In The Sky.mp3

Download URL

http://207.234.129.90/Music/Brian McFadden - Hole In The Sky.mp3

Download Desc.

B-side to Demons CD1

Download Date

05/30/05 - 12:39:15

Download Poster

admin

Download Hits

397

Bottom of Form

 

 

اینجا یک برنامه دانلود میتونه کمک کنه مثل   flash get ,DAP, Get right شما باید یکی از این برنامه ها یا برنامه هایی مثل این رو داشته باشید (که اکثرا دارید) .

برنامه رو باز می کنید (مثلا DAP ) گوشه بالا گزینه "ADD" را کلیک می کنید .حالا آدرسی که جلوی Download URL نوشته در جای آدرس کپی می کنید.و OK  می کنید حالا در حال دانلود شدن لذت می برید و بعد از دانلود دعا بجون هادی می کنید.و از دانلود های این سایت واقعا بزرگ لذت می برید.(حالا می تونید نمک و فلفل رو بزارید سر جاش).

Exclusive of westlife

 

وای وای وای

دو تا آهنگ جدید برایان رو پیدا کردم.یکی Like Only A Woman Can [Accoustic on the radio]

و دومین آهنگ از این آلبوم پایین .شما می تونید تو دکامیتد ژیداش کنید قسمت دانلود/ موزیک .


راستی صفحه که وا میشه یه پوپ آپ میاد نبندینش.اینو ببینید حال کنید.



Demons

Released: May 23rd 2005


CD 1
01. Demons (Radio Edit)
02. Hole In The Sky
CD 2
01. Demons (Album Version)
02. Auf Wiedersehen Bitch
03. Demons (Live)
04. Be True To Your Woman (Live)
05. Demons (Video)

 

 

 



عمریه غم تو دلم زندونیه     دل من زندون دره تو میدونی؟؟

 ***

نجیب و با شکوه حیرت آور        تو خاتون تمام غصه هایی

تو بانوی ترانه هامی اما            مثل شکستن من بی صدایی

 ***

کسی هرگز بفکر ما                نبود و نیست ای همدرد

برای مرگ این قصه              کسی گریه نخواهد کرد

 ***

بذار درس بخونم ، تورو خدا بذار درس بخونم.د بابا دارم مشروط میشم انقدر اذیت نکن.اااه انقدر به پر و پام نپیچ ، می خوام درس بخونم.انقدر حرف نزن.اونجوری نگام نکن.برو بیرون، یکی به این بگه بره بیرون. بذار تمرکز کنم، تورو خدا،آخه کی تورو فرستاده نذاری من راحت باشم .خودت داری درس می خونی نمی ذاری من درس بخونم اصلا از اولشم همینجوری بودی ،لج باز و یه دنده یه لحظه هم از یاده من جدا نمیشدی. برو بیرون دیگه از ذهنم.بذار درسم رو بخونم چرا همش با یاد اون چشات میای جلو چشمم چرا  نمیزاری من تمرکز کنم.

 ***

به چشم خسته من آسمون از سنگ شده     لعنت به این تنهایی دلم برات تنگ شده

 ***

آخه چرا من هر دفعه می بینش باید اینجوری بشم ؟؟؟تمرکزم ریخته بهم.

چیکار کنم از دستش آخه سقف دلم رو, رو سرم داشت خراب می کرد.

 





می دونم خیلی هاتون اینارو خوندین و حتی بهتر از ترجمه من فهمیدین(تازه کاریم دیگه) اما اگه خوشتون اومد بازم از این نکته ها هست .مثل اینکه اونها قبلا چه شغلی داشتن ، ماشینشون چیه .اگه وست لایفی نمی شدن چی کاره میشدن؟ بچگیشون چجوری بوده؟ و...

اگه خوشتون اومد بگین بعدیاش رو هم ترجمه کنم.(بقول WL فارسیش یچیز دیگش .)

 

 

·        نیکی نقشه سلتیک رو  رو پشتش خالکوبی کرده.

·        نیکی علامت تجاری GUCCI  رو دوست داره !

·        نیکی اولین بار خودش رو بجای رونن کیتینگ جا زد و به پشت صحنه رفت وقتی رونن اومد اونو راه ندادن .

 

 

·        شین بهترین رقاص گروهه!اون یه طرفدار بزرگه مایکل!

·        شین عاشق شیر (پاکتی)"آخه تو ایرلند نوشیدنی اصلی شیره و شیر مصرف زیادی داره"

·        شین به موقع مخالفت می کنه.

این یکی رو دیگه فکر نکنم بدونید.تیکه کلام شین اینه"You know, what I mean" تو میدونی من چی می گم؟؟

 

 

·        مارک همیشه مسواکش رو توی یه لیوان بالای رو شویی میزاره و اگر کسی مسواکش رو تو رو شویی بندازه عصبی میشه.

·        مارک وقتی جوون بود تو خواب راه میرفت اما حالا دیگه اینکار رو نمی کنه.اون یدفعه برای پدر مادر ساعت 5 صبح چایی درست کرده بود.

·        مارک از لهجه ایرلندی بدش میاد . اون میتونه صداش رو مثل یه کشاورز بکنه.

 

 

·        کیان اولین کسی بود در گروه که محافظ داشت.

·        کیان لباسهایی که عکس اژدها داره رو دوست داره

·        چهارمین حرف از حرفهای اسم کیان با "N"  شروع میشه: Kian John Francis Egan

 

 

·        برایان یکی از طرفدارهای گردن کلفت کمیک های شگفت انگیزه ،سوپر منه

·        یک عکس از مولی هست که توسط یک نقاش لندنی کشیده شده ، این نقاشی 3 متر طول داره و نزدیک به 2 متر عرض ،قیمتش هم 16 ملیون تومان .

·        برایان از کلکسیون مجله پئو گرافی استفاده می کنه و همه اونها رو مرتب در یک فایل داره(باورتون میشه؟؟)

 

 

اونا از چه چیزی میترسن یا نفرت دارن.

 

·        کیان از اسب متنفره(مثل شین :D )

·        نیکی از بلندی می ترسه و کیان عاشقه ترسوندن اونه .اون می پره پشت نیکی و وانمود می کنه که اون داره میوفته.

·        شین از موش صحرایی و همه عنکبوت ها نفرت داره

·        مارک از سیگار متنفره

·        مارک از پرنده ها میترسه (چه شجاع)

 

وستلایفی ها بعضیاشون شباهت به بعضی دیگه دارن میدونید که؟؟

 

Westlife Look Alikes


کیا شبیه Owen Wilson بازیگر کمدی .


برایان با موهای قبلیش شبیه دیوید بکهام (شاید نیکی هم شبیه باشه)


نیکی هم شبیه رونن کیتینگ داستانش رو هم قبلا اون بالا نوشتم. 


اینو میگه                  


دیدی داشت مسابقه یادم میرفت؟؟

آره اندفعه نوبت شین :

من از اون تیکش خوشم میاد توی کنسرت گریتست هیتز که آهنگ fool again رو می خونه یه حسس خیلی غمی داره فکر می کنم 1000 بار بیشتر گوش دادم اون تیکش رو البته شین همیشه قشنگ می خونه .شما چی؟؟


این یه داستان جدیده داستان که نه واقعیتی که من خیلی وقته می دونم ولی تا حالا روش نکرده بودم .یه جاهییش لوس شده ولی در کل نظرم فکر جدیدیه .راستی من یه عادت بدی دارمُفقط می نویسم خودم دیگه نمی خونم اگه مشکلی داشت بگید.این شکل قلبه منه دوست عزیزم علی رضا طراحیش کرده

 

 

اینجا قلبه منه .قلبم یه جای شلوغ و پلوغه با دیوارهای قرمز که بعضی وقتا نشتی میدن چند تا دره اصلی و اتاق داره که به درهای دیگه باز میشن یه عالمه جا داره ولی انگار جدیدا تنگ شده دفعه قبل فکر میکنم خیلی قشنگ تر بود.یه عالمه جا داره که تا حالا هیچکس توش نرفته حتی خودم یه جاهایی هم هست که من نرفتم ولی یکی دیگه بجز من رفته . اتاق اصلیش خیلی شلوغ پلوغه (مثل اتاق خودم) توش یه عالمه دلتنگیه  کف دلم یه عالمه گلایه ریخته شده .تابلوی رو دیوار کج شده وهر چی تو کمد ها بوده رو زمینه، خر تو خریه...

اونور توی یه اتاق زیر تخته دلم که شبا روش می خوابه یه عالمه گله مونده یکیش رو برداشتم روش خاک نشسته بود.خاکش رو پاک کردم ولی کاش نمیکردم چون هر چی گلایه بود از خودم بود بازم گشتم از هیچ کس گلایه ای نبود تا بهش بدم . اینجا خیلی شلوغه لامپش یه حالت نیمسوز داره و هواش خفس خیلی وقته می خوام پنجره های قلبم رو باز کنم اما انگار دستگیره نداره هم درش رو بسته هم پنجرش روتو این شلوغ پلوغی صدای ناله میاد نمیدونم از کدوم اتاقه یه صدایی مثل صدای زجه یه چیزی تو مایه های اینکه یکی رو شکنجه بدن و داد بزنه ...

میرم بگردم، همینجوری داشتم تو اتاقای قلبم میگشتم تاریک بود و شلوغ، پام خورد به پایه یه میز که روش یه شیشه گریه بود  داشت می افتاد که بشکنه آخه میدونید ظرفش از جنس بغض بود ،که پریدم و گرفتم حیف بود یه شیشه پره پره، آروم از این اتاق رفتم بیرون که بازم دست گل به آب ندم .یه در جلوم بود روش نوشته بود خاطرات مصور ولی یه تابلوی خطر مرگ هم روش زده بود زیرش نوشته "در صورت داخل شدن عواقب تنگی بیش از حد قلب به عهده خودتان میباشد" مگه خرم دستی دستی خودم رو جوون مرگ کنم رفتم در بقلی رو امتحان کردی بسته بود، نمیدونم چرا چیزی هم رو درش ننوشته بود کارتم رو زدم، در رو که باز کردم یه دود سفید با فشار اومد بیرون آروم رفتم تو همه جا دود بود اینجا مرتب بود ولی همه چیز توی هاله ای از دود بود.دقت کردم با دقت دیدم اینجا اتاق کتاب خاطرات(آخه چند جور خاطره داریم) همچینی اتاق بزرگی بود ولی یه عالمه قفسه خالی داشت رفتم سراغ یکی از اون قفسه ها که کتابچه های خوشگلی توش بود بالاش نوشته بود "خاطرات عشق" یکیش رو برداشتم ،رفتم نشستم رو میز تحریر نور نبود ولی شروع کردم به خوندن. چند صفحش رو نخونده بودم که یه صدای مهیبی اومد مثل زلزله رفتم زیره میز صدا رو دقت کردم مثل چرق چرق بود دلم داشت تنگ می شد،قشنگ حسش میکردم(خوب شد تو اونیکی اتاق نرفتم) یه  صدای چیکه آبی هم میومد .دقت کردم، آره شیشه بغضم ترکیده بود .کتابچه رو گذاشتم سر جاش تا بیشتر از این اینجارو بهم نزنم .یه صداهایی میاد فکر کنم یه ربطی داشته باشه به اون کتابه مگه اون توش چی نوشته بود؟؟یادم نمیاد !!بذار فکر کنم یه چیزایی در باره عشق بود یه چیزایی در باره بوسه .اوه چه صداهایی میاد هر چی بیشتر یادم میاد صداها بیشتر میشه انگار  دوباره دیوارها دارن بهم نزدیک میشن چه خبره اینجا؟؟فهمیدم دوباره دلم داره تنگ میشه ...

میگم اوندفعه که اومدم اینجا خیلی بزرگ بود اوندفعه که اومدم یه سالن آمفی تئاتر بزرگ دقیقا همینجا بود جای همین دیوار یه در بزرگ هم داشت اما حالا نیست این ور یه زمین بازی بود که توش یه عالمه بچه بازی میکردن همه بچه ها مثل هم بودن همه مثل بچگی های من بودن اما حالا نیستن.اینور رو ببین چند تا اتاق جدید، باید کشفشون کنم .بااینکه دلم خیلی تنگ شده اما هنوز جاهای زیادی داره که ندیدم .

یه اتاق اینجا هست با یه در آبی یه تیکه هاییش شیشه ایه که توش دیده میشه توش یه آسمون آبیه هر چقدر که نگاه میکنی تا بینهایت دریا معلومه(اینهمه تو دل من چیکار میکنه) می خوام برم تو، کارتم رو کشیدم رمز رو هم دادم پس چرا در باز نمیشه بذار ببینم یه چیزی بالاش نوشته نوشته " is denied Access"( جلل خالق تو قلبه منه پس چرا انگلیسی نوشته فکر کنم سیستم عاملش هم ماله مایکروسافت باشه).

روی یه دره بزرگ نوشته دوستان بازش کردم خدا رو شکر این یکی باز بود توش همه دوستام هستم با همه تصوراتی که ازشون دارم .به هر کدوم از دوستام نگاه می کنم بیوگرافیشون رو زیرش می نویسه با قرضی که بهشون دارم و بدی هایی که در یک هفته گذشته بهم کردن بعضیهاشون خیلی دورن نمیدونم چرا ولی بعضی هاشون رو میتون قشنگ تشخیص بدم یکیشون توی یه شیشه س که حتی هوای قلبم هم بهش نخوره با یه ضریب محافظت بالا می دونم کیه، ولی میترسم نگاش کنم دوباره همه جا بلرزه و شیشه بغضم ترک بخوره .باید یه سر ستینگش بندازم .اینجا تنظیم کردم خوبی هاشون save بشه و بدی هاشون تا یه هفته نگه داشته بشه بعد پاک بشه خیلی سیستم بیده ولی نمیتونم تغییرش بدم اینم منو محدود کرده و اجازه تغییر نمیده(آدم تو دله خودش هم محدوده بد بختی داریم ها) .

از این اتاق اومدم بیرون الان دوباره تو وسط سالن قلبمم در و دیوار همه چیز قرمزه اینجا یکم گرمه ولی من سردمه .اینجا خیلی تنگه قبل از اینکه بیام سقفش بلند تر بود انقدر تاریک هم نبود خیلی فرق داشت. راستی یه اتاق دیگه هم داره این اتاق تازگی ها باز شده توش شب شعره می شینن شعر میگن ولی جدیدا حقوقشون رو انگار ندادن اعتصاب کردن .یه چیزی یاد گرفتم حقوقشون وقتیه که من اونی رو که می خوام میبینم حالا تو خواب یا تو بیداری مهم نیست .حتی اگه صداش رو بشنوم.بهترین شعرام ماله موقعی بود که با اون بودم.نه؟؟

 

شما فکر نکنید من این تو تنهام یه عالمه اینجا دمودستگاه هست ولی من فقط قشنگاشو تعریف میکنم.

بین خودمون بمونه من فکر میکنم اینجا تنها نیستم و یکی داره منو می پاد .

 

تو راهنمای اتاقای قلبم که خیلی هم ناقصه (چون آدم همش در حال تغییره)

چند تا اتاق(این اتاقا می تونن واسه خودشون یه سرزمین باشن ها) دیگه هست.مثل

اتاق رویاها ، اتاق وست لایف ، اتاق کامپیوتر ،اتاق کنترل اصلی و...

 

اگه خواستید بازم از دلم میگم از همه اتاقاش اگه خواستید می تونم براتون هر اتاقش رو شرح کنم.


اولا فکر می کردم شعر یه چیزیه که آدم باید تو خونش باشه و مثل چشمه می مونه بعد فهمیدم که بعضی از شاعر ها سعی می کنن  شعر بگن .اولا فکر میکردم بشعری که داره میاد نباید دست زد اما بعد فهمیدم میشه شعری رو که داره میاد ادیت کرد.

تازگی ها فهمیدم شعر مثل ...یدن می منونه یه وقتایی خودش آدم رو مجبور می کنه که بیاد یه وقتایی آدم زور میزنه بیاد.(البته با عرض پوزش از همه شاعران گرامی)

 

 

دیگه شعرم نمیاد خسته شدم

مثل مرغی که پراش بسته، شدم

دیگه شعرام اونقدر نا نداره

چشمای تو دیگه دریا نداره

تا من از دریای چشمات بگم و زنده بشم

مثل یه مرغی که پر کنده بشم

انگاری چشات با من قهر شدن

هر چی که شده، مثل زهر شدن

 

***

دوستت دارم؛

چه واژه مسخره ای

همه میگن، اما

هیچ کس نداره حوصله ای

تا بدونه که واسه چی هی میگه:

دوستت دارم

دوستت دارم

من نمیدونم که اصلا  واسه چی

 دوستت دارم.

من دوست دارم ولی تو، دیگه اینجا نمیای

توی چشمات معلومه که دیگه منو نمی خوای

تو میگی

دوست دارم،

اما همش تو خالیه

وقتی می بینم دروغه

این یه حس عالیه؟؟

 

***

تو منو گذاشتی رفتی

توی یه روز بهاری

داره باورم میشه،آخ

تو دیگه دوستم نداری

نمیدونم واسه چی،

تو منو تنها می زاری

تو که می گفتی که بجز من

 دیگه هیچ کس رو نداری

حالا چی شد اون همه عشق

میگی حوصله نداری

من همونم که یروزی

بهم می گفتی تو ،فراری

حالا من دنبالتم، اینجا

و تو فکر فراری

باشه تو برو ولی اینو بدون

یکی اینجا مونده توی، بیقراری

اگه رفتی برنگرد آخه می دونی

تو دیگه ارزش موندن رو نداری

 

***

 

تو به من نگاه می کنی اما چشمات مثل تیره

 تیری که ازون کمون ابروهات، هی ،گر می گیره

وقتی که چشمم تو چشم تو میوفته، می دونم قلبم اسیره

اما؛

دیگه واسه برگشتن من، توی قلبه تو دیره

دیره که بیام بمونم پیش اون چشمای تیره

میدونی آخه دل من داره از غمت داره میمیره

داره از غمت میمیره، توی اون چشما اسیره

دله من حتی نتونست که تو آغوشت بمیره

اون می خواد تو بغل تو آروم آروم جون بگیره

اما باز یه صدایی تو گوشم میگه ،دیگه دیره

 

***

 

یادته یه روزی گفتم که ازت جدا نمی شم؟؟

حالا می دونم که با تو، من دیگه رها نمی شم.

یادته یروزی گفتم بدون تو نمی خندم؟؟

حالا نیشم رو بروی همه دنیا میبندم

یادته اون روزایی که منو تو تنها می شستیم؟؟

یه عهد نگستنی رو با دل هم ما می بستیم؟؟

 

***

 

من توی تنهاییام برات یه خونه ساختم

خونه که نه، میدونی ،یه ویرونه ساختم

 

***

 

تو توی تنهایی من یه غروب بی بدیلی

وقتی که نگات می کنم می دونی که نا گزیری

ناگزیری که بخندی،در هارو به غم ببندی

ناگزیری که بمونی منو از خودت بدونی

ناگزیری که بدونی همیشه برام بخونی

ناگزیری که بدونی برای من مثل جونی

 

***

دستهایم رو می نگرم

پر اند

از خالیه یاده دستانت

و نگاهت

دیگر هیچ گاه

در چهار راه نگاهمان

 تصادف نخواهند کرد

قلبم دیگر با ضربان قلبه مهربانت

نخواهد زد

من

تنهایم

و تو

نمی توانی کمکم کنی

 

***


 اگه داستانم رو خونده باشید که واقعیته بیشتر من هیچ وقت هیچ چیز یادم نمی مونه .اینکه میگم اگه خواستید هم واسه اینه که ُمن که می دونم چی می نویسم شما می خواید بخونید (اگه بخونید) پس باید طبق نظر شما باشه نه؟؟

 همه (این همه یعنی بچه محلام) به من میگن شتر , اما من ااصلا کینه ای نیستم غیر از اینکه کسی رو قلبم همچین خط بندازه که دیگه پاک نشه.شاید یروز اتاق اون رو هم پیدا کردم و پولیش کشیدم.

 

من دی وی دی می خوام(الان باید مثل این بچه پررو ها تجسم کنید که جلو مغازه پاشون رو زمین می کوبن)

من دی وی دی ،هیچ کی منو دوست نداره قد سر یه سوزن

من خیلی وقته می خوام یه قرار چتی بذارم تا با هم شیر کنیم هر چی که داریم رو اما می ترسم .آخه اون اولا سایت انریکو یه قرار گذاشت ضایع شد اگه موافقین یه قرار چت واسه اولای تابستون(بعد از امتحانها) بذاریم. بعد اگه شد یه قرار بیرون می ذاریم که شوء هامون رو Share کنیم .ok

 

شهره خانم به موری چیکار دارین بابا نظرش رو گفت، منو مرتضی از چند سال پیش همین یه اختلاف داشتیم من میگفتم صدای نیکی خیلی قشنگه (حتی بهتر از بقیه) موری می گفت بد تر از بقیس ما خیلی از خواننده هارو می شناسیم که همچین صدایی دارن (حالا اسمشون یادم نیست).ولی هر کی بخواد واسه موری من قاطی کن خودم واسش قاطی می کنم.(اینو گفتم موری فکر نکنه من باهاش دشمن شدم)

 

تازه من کارت اینترنتم رو بزور می خرم چه برسه به دات کام 8 هزار تومانی ،کمیته امداد رفتم گفتن واسه همچین کارهایی کمک نمیکنن. الان ما خونمون واکس نداریم کفشام مثل چی تو کف واکسن.

مشکل من دامین نیست مشکل من هاسته ولی تابستون یه کاریش می کنم(مثل سه سال گذشته)

 

یه چیز دیگه من اولین وست لایف فنی که می بینم استقلالیه ، آخه استقلالی ها سوسولن مثل بک استریت بویز قبلا هم گفتم .تازه مگه لیورپول چشه قهرمان اروپا هم هست تازه یخوبی دیگه هم داره شین دوسش داره مارک هم همینطور دو نفر دیگه هم دوسش دارن الان یادم نمیاد.

 

باور کنید هیچ خبر جالبی نیست که من در موردش براتون بنویسم مجبورید خزعبلات منو بخونید و اگه لذت نمیبرید وقتتون رو بگذرونید.هادی خیلی وقته می خواد از mode غم به مود شادی بره اما نمیشه...

 

اگه دانلود خوب با کیفیت عالی می خواین من سایت د کامیتد رو معرفی میکنم عضو شید زندگی کنید.

 

این آلبوم جدید بک استریت بویز اگه خواستید بگیرید اگه دارید هم که هیچی اگر هم مثل من خوشتون نمیاد هم اجازه دارید دانلودش بکنید ولی گوش ندید.(البته فکر میکنم جدید باشه) اگه جدید هم نبود مهم نیست .خواستم یه دانلود اینجا گذاسته باشم.

 


Backstreet Boys : Never gone



Date added: 5/30/2005
Genre: Pop
Category: Usa
 

01 - Climbing The Walls Newest [24Kps] [128Kps]
02 - Poster Girl Newest [24Kps] [128Kps]
03 - Beautiful Woman Newest [24Kps] [128Kps]
04 - Forces Of Nature Newest [24Kps] [128Kps]
05 - Incomplete Newest [24Kps] [128Kps]
06 - The Unloved Newest [24Kps] [128Kps]
07 - Never Gone Newest [24Kps] [128Kps]
08 - Love Is Newest [24Kps] [128Kps]
09 - Over Her Newest [24Kps] [128Kps]
10 - Color My World Newest [24Kps] [128Kps]
11 - Memories Newest [24Kps] [128Kps]

 

 

Backstreet Boys - All I Have To Give

Anywhere For You

As Long As You Love Me

Don't Wanna Lose You Now

Everybody (Backstreet's Back)

Get down

I Wanna Be With You

I Want It That Way (single'99)

I'll Never Break Your Heart

If I Don't Have You

It's Gotta Be You

Large Than Life

More than that

My Heart Stays With You (single'99)

No One Else Comes Close

Quit Playing Games (With My Heart)

Show Me The Meaning Of Being Lonely

Spanish Eyes

The One

The Perfect Fan

The call

We've Got It Goin'On

 

فقط وستلایف

دیدین گفتم ایران بحرین رو ۱-۰ میبره!!!

دیدین گفتم نصرتی گل میزنه؟؟

دیدین ضایع شدم؟؟

مبارک همتون باشه

ایشالا وست لایف سرود جامه جهانی رو بخونه تا تلوزیون ایران پخشش کنه.

فردا(پنجشنبه) بروز می کنم .شاید .بشرطی که شیوا اینجا نظر بده .شیوا منتظرم.

فردا با یه داستان چند تا شعر و چند مطلب جالب در مورد وست لایفی ها بر می گردم حتما!!

 

 

یارم رفته بود بگم :

ایران - بحرین چند چند می شن ؟؟؟

ژیش بینی کنید ولی تو این سایت از جایزه خبری نیست فقط کله  کل

هادی میگه ۲-۱ ایران مطمئن نیستم چون ته دلم میگه ایران میبازه ولی اصلا اهمیت نداره همون که گفتم.

 

سلام

میدونید  مینبوردم رو داده بودم گارانتی واسه همین نبودم (معرفتتونو)

اینجا شده مثل یه چت روم البته میشه گفت مثل یه فروم من که راضیم خدا راضی باشه .

ولی شما اصلا هیچ چیزی در مورد این همه زحمت من روی سایت نگفتید یا اینکه این چند روز کجا بودم منی که هی زرت و زرت بروز می کردم .ممنون .

اصلا شاکی نیستم ولی نمیدونم چرا یدفعه حس بدی بهم دست داد .می حوام اینجا همیشه از وست لایف بنویسم ولی وقتی هیچ وقت هیچ خبری نیست چیکار کنم ؟؟؟

می تونم شایعه بنویسم که وست لایف می خواد واسه جام جهانی بخونه ولی هم من هم شما می دونید این یه خالی بندی می زنه .ممکنه درست باشه ولی نمیزارن.

می تونم براتون گفتگوی خیالی بنویسم اتفاقا جدیدا خوب بلد شدم ولی استقبال نمی کنید .

چیکار کنم؟؟؟

یه وقتی هر دفعه می گفتم کمکم کنید تا بهتر باشم ولی حالا نمیگم .

بزارین منطقی باشیم مرتض کمکم نمیکنه و فقط  قر میزنه (با عرض پوزش از حضور انورالنورش) سرور هم که دهنم رو سرویس کرده این همه عکس گذاشتم هیچ کدوم نیومده .سایتهای وست لایف هم که بسته شده .

چیکار کنم؟؟

دانشگامون دو هفتس اینترنتش قطعه

چیکار کنم؟؟

نوشته های خودم هم که یه مشت آشغاله تازگیها کم هم شده یعنی دیگه نمیاد(شعر رو میگم) .

چیکار کنم؟؟

امتحاناتم داره شروع میشه مثلا فردا 2 تا امتحان دارم پس فردا هم 2 تا میگین

چیکار کنم؟؟؟

 


 دلم واسه دوستای قدیمیم تنگ شده سپهر . وحید . نیلوفر .نیمشلواری .حتی ترانه و...

اونا دیگه نمیان شاید هم میان نظر نمیدن.

 

بگذریم اصلا به شما چه من چه حسسی دارم .برای شما وست لایف مهمه باشه اینم وست لایف:

 

خوب فضا رو عوض می کنیم.من دنبال اون دو تا شوء رفتم ولی فقط تونستم World of our own (us) رو پیدا کنم که فکر میکنم دانلود نشه چون سرورش قاطیه یه بار میاد یه بار نمیاد.

 writen in the stars (live)

 

 

 


وست لایفی ها با برایان قهر نیستن اوضاع دوستیشون مثل قبله (اینجوری که من میدونم) در ضمن برایان با مارک و کیان راحت تره.

این خبر هم درسته که برایان می خواد چند تا آهنگ توژه وست لایف رو بخونه به نظر من حقشه.

 راستش آقام شین گفته که اونها می خوان به سبک قبلی آهنگهاشون برگردن و می خوان مثل قدیم آهنگای رومانتیک و رقصی بخونن. افتاد؟


 

اصلا برای من مهم نیست چه کسی کی رو تو وست لایف دوست داره چون بنظر من همشون آخرشن شما اگه تو کنسرت گریتست هیتس اون قسمت فانش رو شنیده باشید می فهمید .

تو این قسمت هر کسی یه تیکه برای خودش می خونه قشنگ معلومه هر کدوم بتنهایی آخرشن.

 

در ضمن اون عکس هنگ کرده و نشون نمیده اینجا رو کلیک کنید شاید نشون داد

در ضمن هیچ ربطی هم نداشت فقط خواست شه عکس مربوط به دعوای وست لایفی ها بزنم .

 اینجا رو کلیک کنید تا اون عکسرو ببینید.


اینم چند تا چرچ برای همه گیتاریست ها:

I don't wanna fight
If I let you go
I have a dream
I lay my love on you
I need you


 این چند تا آهنگ رو مینویسم. حدس میزنم خیلی هاتون ندارینشون در ضمن من هر چی از وست لایف دارم، دانلود کردم تا حالا هم سی دی نخریدم.

اونایی که ستاره(*) داره دارمشون اونایی که (+) داره فقط متنشون رو دارم.

One last cry (Kian Egan only) *

If tomorrow never Comes *+

That’s what friends are for *

Crazy horses*

Kiss *+

Get around *+

Do you love me? *+

Great balls of fire *+

Wanna be staring " Originally by: Michel Jackson" *

Help *

Make me up *

That’s way like this *

Verdict (من در به در اینم)+

Baby I need your loving+

Brown Eyed Girl  "Originally by Van Morrison Westlife Version: Live - Tour 2002"+

Build Me Up Buttercup " Originally by: Foundations  - Westlife version: Live - Tour 2002"+

 


 با یه مسابقه چطورین ؟؟

از این خواننده ای که من میگم چه آهنگی یا چه تیکه شعری رو دوست دارین که خیلی به دلتون نشسته یا قشنگه.

اول از همه نیکی که از همه بزرگتره .

من از اون تیکه آهنگ  Be with youخوشم اومده که نیکی میگه :

Nicky:

So come on baby come on over

Let me be the one to show you

خیلی قشنگ می خونه نه؟؟؟

 


دسته بندی بوی باند ها در طول تاریخ :(خودتون بفهمید دیگه من حوصله ندارم ترجمه کنم.)

1) B2K

Although the group lasted for only a few short years, B2K were a classic boy band with a definite hip hop slant. They recorded 2 very successful albums plus the soundtrack to the film You Got Served before a sudden break up in 2004. One group member, Omarion, has gone on to solo success in the aftermath of the breakup.

2) Backstreet Boys

The Backstreet Boys were acknowledged leaders, along with Britney Spears, of the sweeping popularity of teen pop in the late 90's. The group came together in 1993 in Orlando, Florida with the assistance of producer Lou Pearlman. The Backstreet Boys achieved tremendous success between 1997 and 2001. After a 4 year hiatus the Backstreet Boys returned with the album Never Gone in 2005.
 

3) Boyzone

Boyzone was put together by Irish theatrical entrepreneur Louis Walsh in 1994 from over 300 auditioning hopefuls. The group became one of the most successful Irish recording acts on the British charts over the next 5 years. In 2000 the band decided to pursue solo projects.

4) BoyzIIMen

BoyzIIMen was formed in Philadelphia in 1988 at the Philadelphia High School Of the Creative and Performing Arts as Unique Attraction. After catching the attention of Bell Biv Devoe (a group consisting of 3 former New Edition members) at a conert in 1989, the group was re-christened BoyzIIMen and entered the studio to record their first album. Since that time the group have become the biggest selling r&b group of all time.

5) Monkees

Formed by television producers Bert Schneider and Bob Rafelson in 1965, the Monkees must be considered pioneers among boy bands. The four members were selected to perform catchy pop tunes while also acting in a television series. Late in their career as a group the members took control of most of the artistic direction of their music, but by then their popularity was fading. The group disbanded in 1970.

6) New Edition

New Edition was formed in Boston in 1978 while the first 3 members were still in elementary school. The group performed frequently at local events and added 2 new members before being discovered by producer/songwriter Maurice Starr. He released their first single "Candy Girl" in 1983, and the group quickly became pop stars. After breakup, 3 members formed Bell Biv Devoe, and Bobby Brown, Johnny Gill and Ralph Tresvant had successful solo careers.

7) New Kids On the Block

New Kids On the Block were a second project by Maurice Starr after his success with New Edition (see above). The group was formed in Boston in 1986 and had a strong run of hits between 1988 and 1990. The group disbanded by 1994 and the members tried solo careers with little success.

8) *NSYNC

Like Britney Spears, *NSYNC members Justin Timberlake and JC Chasez had their first significant singing roles as members of the New Mickey Mouse Club. In 1996 they formed *NSYNC in Orlando, Florida with 3 additional members. By 1998 they had their first top 10 pop hit and spent the next 4 years frequently near the top of the charts. The group have not released an album since 2001's Celebrity while Timberlake and Chasez have had success as solo artists.

9) Take That

Take That, who became the biggest selling pop group in the U.K. since the Beatles, were initially formed as a trio called The Cutest Rush. Producer and manager Nigel Martin Smith added two more members to the group in 1990 and they became Take That. After a run of chart-topping hits in the U.K. the group began to fray in 1995 just as they hit the U.S. top 10 for the first time. In 1996 the group disbanded with member Robbie Williams pursuing a highly successful solo career.

10) Westlife

Westlife are a second project by Boyzone manager Louis Walsh. Co-managed by Boyzone member Ronan Keating, the group's first single debuted at #1 on the British charts in 1999. While making regular appearances at the top of the charts in the U.K., the group have yet to reach similar success in the U.S.
 



 

یه جمله خیلی قشنگ شنیدم :

I' am in a crazed condition.

Can't you see I'm torn by indecision?

To be or not to be ? that's the f…ing question

 That's giving me migraines and indigestion.

Should I take arms against a Sea of trouble,

Or just walk around going gubble-gubble- gubble?

اوضاع روانیم بهم ریخته

نمیبینی چطور بلاتکلیفی بیچارم کرده؟

بودن یا نبودن ؟مسئله کوفتی اینه.

سر این موضوع می گرن و سوء هاضمه گرفتم.

باید برم به جنگ دریای مشکلات.

یا همین دور و بر بپلکم و لف لف کنم؟


 

یه  عالمه حرف تو گلوم گیر کرده، یه عالمه شعر نگفته،چند تا داستان ...

ولی دلم نمیاد بنویسم نمیدونم چرا؟؟

بذارین بگم. آخه یکی بهم میل زد گفت تو که همش از خودت می نویسی ،تو که همش غمگینی ،این چرت و پرتا چیه؟؟(البته یه جور دیگه گفت اومدم جا خالی بدم بهم بر نخوره کات گرفت)

نمیدونم حتما راست می گفت چون وقتی هیچ نظر مثبتی نیست این منفیه امتیاز داره نه؟


 یه سایت دیدم . یه دوست قدیمی دیدم اونم مثل من تو حاله غمه خیلی هم درد میزد گفتم سایتش رو اینجا بزنم شمام ببینید.خیلی فکر بازی داره.

محبوس

 


دیگه چیزی نمی نویسم که اذیت نشین .

 


ممنون از نظرها. نظر بدین من بالاخره بنویسم یا نه برای من زیاد فرق نمیکنه (فرق که میکنه) ولی یه جا دیگه مینویسم.البته تا ابد از وست لایف مینویسم. رو این هیچ شکی نیست. ولی حرفای خودم ...

 

 

 

شعر خبر عکس.

سلام

من آپتودیتم رو نوشته بودم ولی خوب پاک شد دیگه چی کار کنم.

یه خبر دارم یکم بیاته ولی ارزشش رو داره .و یه چند تا عکس از وست لایف که حتما دیدید.

یه داستان از خودم و چند تا شعر از خودم.


درباره قالب جدید:

خوب اول تشکر کنم بخاطر قالب قهوه ای شرمندم کردید ولی من این قالب رو درست کردم خودم هم درست کردم و بدون کمک و مشارکت هر کس دیگه ای رو تکذیب می کنم.در ضمن اون بالا یه عکس هست لطفا اگه نمیبینیدش اعلام کنید.

جدیدا دارم خود کفا می شم :شعرای خودم, طراحی خودم, داستان خودم,عکس از هاست خودم, وحالا Mp3 محصول جدیدمه,  می تونید اون ژایین ببنید فکر نکنم اکثرا داشته باشید در ضمن اگه دانلود نشد نگران نباشید درستش می کنم جونم اول راهم...

این بغل یه ساعت اضافه شده .یه جستجو که شما می تونید به سادگی در سایت من سیرچ کنید و گوگل جوابش رو بهتون میده.یه contact هست که میتونید مستقیما به من میل بزنید.به سادگی آب خوردن, راحت می تونید هر چی عقده از من دارید به صورت فحش های با ادبانه و خصوصی برای من بفرستید تا من در اسرا وقت بخونمشون.(از این بهتر چیه؟؟)

در ضمن در مورد اون نوشته بالا قصد خود تحویل بینی ندارم فقط نظرتون رو بگید که بدونم چه خبره.


اینم خبر:

شین فیلان ستاره وست لایف از اینکه شایعه شده اونها با هم درگیر شدن خشمگین شده.(البته نه بخاطر این)خواننده 25 ساله وستلایف شکه شده بود بعد از خوندن یه گزارش که ازجدا شدن وست لایف بعد از اون درگیری در هتلشون خبر داده بود.

اون که از دوبی حرف میزد گفت :"ما از هم جدا نمیشیم و اون یه جنگ نبود, این داستانها آشغال هستند و ما نمیدونیم از کجا میان(حسابی قاطیه ها) من چند روز پیش هم گفتم که ما تو اون هتل لعنتی(اینجا شو بی ادب شد) جنگ نکردیم.

من می خوام به طرفدارها بگم که ما از هم جدا نمی شیم وهمه چیز داره خوب پیش میره

اونجا یه جنگ نبود و حالا در بهترین حالت هستیم.

این درگیری در حقیقت به این معناست که داره اتفاقی می وفته در حالی که ما در کشورمون هم نبودیم.

من 10 روز قبل از هالی دی به تعطیلات رفتم و برای دو هفته روز بچه ها رو ندیدم.اما همه چیز صد درصد بین ما خوبه."

در چند ساله گذشته شایعه های زیادی بوده که وست لایفی ها می خوان از هم جداشن اونها فقط تور دور دنیاشون رو تموم کردن و حالا دارن تدارک آلبوم جدیدشون رو می بینن.

شین که درمرداد ماه از همسرش جیلیان بچه دار میشه اضافه کرد:

"من فکر می کنم هر وقت یکی از تورهای بزرگ ما تموم میشه روزنامه نگارها با پر رویی میگن که این دیگه آخره کاره وست لایف .اونا می خوان موضوعی مهیج برای مجلشون بسازن، میگن ما جدا شدیم یا دعوا کردیم.هیچ کدوم از بچه ها انگشتشون هم به همدیگه نخورده؛ ما خیلی روابط بینمون رو احتیاط می کنیم.

من می دونم روزنامه نگارها کسانی هستند که این حرفها رو میزنن قبلا هم ازشون این اشتباهات رو دیدیم.

من فقط فرصتی میخوام تا راحت به کار ظبط بپردازم."

 

شین گفت همه حواسشو به تولد بچش متمرکز کرده.

اون فاش کرد:"من و جیلیان خیلی هیجان زده هستیم.این چیزیه که ما همیشه میخواستیم."

 


طبق بیانیه ای که آقام شین فیلان صادر کردن ایشون با عنایت به اینکه اگه شرکت میکردن حتما انتخاب میشدن از کاندیدایی کناره گیری کردن.اینم خلاصه پیام ایشون.

"با عنایت به اینکه وست لایف فن های عزیز لطف زیادی به بنده داشتن و من اگر در این انتخابات مردمی شرکت میکردم حتما برنده میشدم اما بخاطر دلایل زیر کنار میرم.

1- به علت مشغله کاری در گروه وست لایف و آلبوم جدید.

2- به علت تولد غریب الوقوع پسرم()

3- به علت مشغله کاری و درسی آقا هادی که همیشه یار و یاور من بودن.

4- و نامصاعد بودن جو کشور برای نخبگان

البته بنده به نفع هیچ کدوم از کاندیدا ها کنار نرفتم و فقط برای مصالح کشور بوده.به امید داشتن فردایی بهتر"

ایشون یه عکس هم برای ما (ستاد انتخاباتیشون) فرستادن که عضر خواهی بخاطر عدم شرکت توش موج میزنه.

من فکر می کنم یکی دیگه از علل کناره گیری آقای دکتر فیلان عدم استقبال شما از این موضوع باشه...

 


 امروز می خوام براتون یه داستان بگم.این داستان تو تاکسی متولد شده و یه داستان خیابونیه (چون بقیه شو تو اتوبوس نوشتم).

 

بیابان

 

یکی بود یکی نبود...کلاغه به خونش نرسید. 

نمی دونم کی و کجا توی یه بیابون بزرگ (خیلی بزرگ) یه مردی گم شده بوداون کی بود؟ خودش هم نمیدونست. هر چی فکر می کرد یادش نمیود نه میدونست کجاست! و نه می دونست کی اون رو اینجا آورده؟! تنها چیزی رو که خوب می دونست تشنگی بود و گرمای آفتاب که انگار خیال نداشت از وسط آسمون اونور تر بره . اون تنها توی بیابون بود و هر طرفش رو که نگاه می کرد بیابون بود و شن های طلایی، انگار اونجا هیچ موجود زنده ای وجود نداشت. غریبه به دنبال آب می دوید می دوید و می دوید.انقدر دوید که دیگه خسته شد .به خدا گفت ای خدای مهربون من تشنمه آب می خوام آخه دلت میاد اینجوری بمیرم ؟؟یه چشمه ای یه بارونی یه لیوان آبی چیزی آخه .

 خدا دلش سوخت، یه فرشته رو فرستاد تا براش آب بیاره ولی یه شرط گذاشت : اون شرط هم این بود "نباید چشماش رو باز کنه و فرشته رو ببینه" و فقط باید آب بخوره هر چقدر که می خواد.مرد با خوشحالی قبول کرد.بطرف آب دوید همونطور که فرشته صداش می کرد به سمت آب رفت.یه آب خنک بهشتی یه آبی که هر چقدر می خورد تشنه تر می شد و بازم می خواست بخوره یه لحظه حس کرد چقدر هوا خنکه،  وقتی آب رو خورد و سیراب شد با خودش گفت بذار یه کوچولو، فرشته رو نگاه کنم ببینم چه شکلیه.تا چشاش رو باز کرد دیگه نه از فرشته خبری بود و نه از آب، حالا باز هم تنها بود.فرق تنهایی الانش با قبل این بود که حالا خدا رو از خودش رنجونده بود. دیگه روش نمی شد از خدا بخواد می دونست خدا می بخشه ولی روش نمیشد.

چند روز همینطور گذشت. شگفت زده بود چرا گشنش نمیشه فقط تشنه و تشنه تر میشه، باز هم تشنه بود تنهایی بهش فشار میاورد و آفتاب داغ بیابون که انگار همونجا قرار بود بمونه؛ تو اون بیابون شب وجود نداشت و همیشه روز بود همیشه هوا گرم بود.غریبه احساس تشنگی عجیبی می کرد،از تشنگی میخواست گریه کنه ولی اشکی نداشت.همینطور تو بیابون سر گردون بود و فریاد میزد "خدا تشنمه، خدا کمکم کن، خدا منو ببخش".

خدا منتظر بود ببینه فرشته ها دلشون به حال مرد می سوزه یا نه تا اینکه یه روز یکی از فرشته ها که خیلی مهربون بود رفت پیش خدا بهش گفت"ای خدا این مرد خیلی تشنس بذار یه کم آب بهش بدیم " خدا به فرشته گفت"این مرد یه بار اشتباه کرده و من نمیتونم به این راحتی بهش آب بدم ولی شرط داره" فرشته گفت"قبوله" و خدا هم شرطش رو گفت"تو باید به زمین بری و به اون آب بدی، اون مرد حق داره رویز سه جرعه بخوره اگه بیشتر بشه هم تو مجازات میشی هم اون" و فرشته قبول کرد.

فرشته یا اولین فرشته هایی که به زمین می رفتن به زمین رفت و به شکل چشمه ای در اومد ،یه چشمه با چند تا درخت دور و برش( یه چشمه بهشتی ).

مرد هنوز سرگردون و تشنه بود.سر گردون بود تا اینکه از دور درختا رو دید، با سرعت به طرفشون دوید، تا چشمه رو دید و خواست از لب چشمه آب بخوره چشمه تبدیل به فرشته زیبایی شد (یه فرشته خیلی زیبا) فرشته شروط خدا رو به مرد گفت و غریبه هم قبول کرد.و شروع کرد از لب چشمه آب خوردن،آبی به شیرینی عسل برای غریبه تشنه اون سه جرعش رو نوشید و بعد (برای اولین بار) زیر همون درخت ها روی پای فرشته به خواب رفت .

چند وقت همینجور می گذشت مرد دوباره رنگ روش برگشته بود و به نوعی دوباره داشت زندگی می کرد اون آب حیاط رو از لب فرشته می نوشید و فرشته هم خوشحال بود.فرشته برای اون از آسمون و خدا و فرشته های دیگه می گفت، مرد هم از تنهاییاش از زجر هایی که کشیده...

و خداهم خوشحال بود از اینکه این دو بدین حد به هم علاقه مند شدن، خدای مهربون می خواست فرشته رو انسان کنه حتی از فرشته هم پرسیده بود و فرشته با کمال میل قبول کرده بود اما...

...اما شیطان ناراحت بود. شیطان نمی تونست خوشی این دو رو ببینه هر شب به خواب غریبه میومد و بهش می گفت :"تو اگه چهار جرعه از لب فرشته بنوشی اون موقع همه بیابان مثل بهشت میشه و فرشته هم به شکل انسان در میاد " ، مرد این خواب رو هر وقت می خوابید می دید ولی حرفی به فرشته نمی زد.تا اینکه یه روز وسوسه شد. خوابش رو برای فرشته تعریف کرد .فرشته بهش گفت"شجاع شدی غریبه". اما لذت حرفهای شیطان قدرت تفکر رو از غریبه گرفته بود .اون نفهمید چی کار میکنه و فرشته هم که به مرد علاقه پیدا کرده بود، جلوش رو نگرفت و مرد غریبه - چهار- جرعه نوشید .

ناگهان آسمان سیاه شد .رعد و برق و طوفان شروع شد همه شن ها به هوا رفتند و چرخ می خوردند مرد هم بهمراه اونا به هوا رفت، انقدر چرخید تا به زمین افتاد که بیهوش شد.وقتی به هوش اومد دید نه از فرشته خبری هست نه از چشمه نه از درخت، مرد بهت زده دور و برش رو نگاه می کرد هنوز نمی دونست چی کار کرده دوباره مثل دفعه اولی بود که تو این بیابون افتاده بود . نه اندفعه یه چیزهایی یادش اومد یه فرشته؛ تا به یاد فرشته افتاد، لباش آویزون شد بغض تو گلوش گرفته بود یه فریاد تو گلوش بود دیگه نمی تونست داد بزنه داشت خفه می شد، شروع کرد به دویدن همه جا رو به دنبال فرشته دوید .ولی نه، فرشته نبود.یه جا زیر آفتاب نشست هنوز آفتاب می سوزوند هنوز آفتاب تو سرش بود درست همون بالا. یاده فرشته افتاد یاده اینکه گفته بود نباید بیشتر از 3 بوسه به لبش بزنه نباید چهار جرعه بنوشه بغضش اومد بالا مثل یه چشمه که از اعماق زمین داره می جوشه جوشیدنش رو احساس میکرد .چشماش پر شده بود پره پر اما باز هم نمی تونست گریه کنه، با خودش فکر کرد؛ اون تشنه نبود حالا تنها حسی که داشت تنهایی بود و عشق یه عشق نابود شده تا به یاد عشق افتاد، یه قطره اشک از چشمش اومد بیرون غلطید روی گونش از کنار دهنش و از روی ریشهای بلندش پایین اومد و به زمین افتاد.ناگهان دوباره طوفان شد نه طوفان نبود یه چیزی داشت به عقب هلش میداد یه چیزی مثل یه شیشه بزرگ همینجوری رفت عقب و دوباره پرتاب شد .دوباره از هوش رفته بود.

وقتی بیدار شد اون واحه رو دید و فرشته رو که همونجایی که اشکش افتاده بود نشسته بود و داشت گریه می کرد. بلند شد نمیدونست خوشحاله یا ناراحت ولی دوید ودوید.تق کلش خورد به چیزی محکم تر از سنگ بله اون شیشه دور فرشته بود.خدا داشت اون رو مجازات میکرد .هر چی داد زد انگار فرشته صداش رو نمی شنید.اون فرشته رو میدید ولی نمی تونست به اون نزدیک شه،می خواست از اونجا بره ولی فرشته چی؟؟ مرد حالا خیلی ناراحت تر از قبل بود نمیدونست چی کار کنه .

 ناگهان واحه غیب شد و جای دیگه ای ظاهر شد مرد تا اونجا دوید دیگه شیشه نبود، تا اومد به فرشته برسه اون غیب شد و جای دیگه ای ظاهر شد . دوباره دوید تا اومد فرشته رو بگیره از دستاش مثل ماهی لیز خورد و غیب شد دوباره جی دیگه ظاهر شد.نه می تونست از فرشته بگذره نه م تونست بدوه ولی می دوید...

روایت شده تا قیامت این جریان ادامه داره و اون کسی که گریه می کنه فرشته نیست. فرشته رو خدا بخاطر مهربونیش بخشید.اما فرشته هم از آسمون برای مرد گریه می کرد. مردبخشیده نشد و باید تا ابد تشنه و تنها به دنبال فرشته بدوه.

( شاید غریبه دوست داشت هیچ وقت فرشته رو ندیده بود.شاید فکر میکرد اگه تا ابد تشنه میموند بهتر از این بود که تا ابد در حسرت عاشق بمونه.شاید اگه مردک از ته دلش فرشته رو می خواست خدا بهش میداد ولی شاید نخواست. نمیدونم.)

 

البته من از اینجا یه استغفرا... میگم که دروغ به خدا بستم و از همه فرشته ها و غریبه ها هم معضرت می خوام که اسمشون تو این داستان اومده ...

خدا همرو از شره شیطان آزاد کنه (اوه) 


 اینم چند تا شعر دیگه فکر میکنم فعلا آخرین سریش باشه میدونم دیگه خسته کننده شده ولی بصورت بک آپ تو سایت باشه بد نیست.

***

یادته گفتم بهت چشات برام زندگین؟؟

حالا اون چشمای نازت اسیره بی رنگین

دیگه من بدون چشمات چجوری زنده باشم

آخه بسه تنهایی،  نمی خوام تنها باشم

 

***

می کشتم

 

میدونی تنهام و تنهایی داره میکشتم

اگه راستش رو بخوای این بی تویی  میکشتم

تو توی آسمونا من رو زمینم نازنین

می دونم آخرش این بی هوایی می کشتم

غم چشمات هنوزم همدم شبهای منه

آخه چشمات توی عیوون خطا میکشتم

من یه روزی مثل تو تو آسمون بودم ولی

دست روزگاره که روی زمین می کشتم

می دونی یه روزی من تو فکر آسمون بودم

حالا این طناب آسمونه که می کشتم

خاطرات تو مثل پتک می کوبه تو سرم

اینهمه خاطره بی دست و پا می کشتم

کاشکی بودی و اینجا و مرگ منو خوب میدیدی

آخه داره منو دوری چشات می کشتم

می دونی من ماه بوسیدم و بعد

خورشید هم گفت که با تیغ زمین میکشتم

 

 (این اولین شعرم به این شکله ،فکر کنم)

 

***

 

دیگه داشت یادم میرف که تو چقدر مهربونی

یه عزیزی که از اون طرفهای آسمونی

دیگه داشت رنگ چشات یادم می رفت

طعم ترش بوسه هات یادم میرفت

قربت چشمای تورو فقط غریبا میدونن

عمق غمای قلبت و فقط عقیق ها می دونن

***

دلم تنها دریچه رو به این نوره

دلم عشق تو رو می خواد می گه زوره

می گه چشمای تو عمرم رو بر باد فنا میده

میبینه اما بازم انگاری کوره

 

دلم تنها امیدش اون چشای نازنینت بود

امید دست خشکیدم همون دست امینت بود

دلم هر چی که می خواست بود، اما

تمام خواسته من، اون دل با غم عجینت بود

 

***

 

کاش میشد بازم دوسم داشته باشی

اسممو تو گلدونا کاشته باشی

کاش میشد بازم بگی دوسم داری

کاش میشد همیشه مال من باشی

 

(این تو مایه های مریم حیدرزاده شد ازش معضرت می خوام) 

 ***

و مرا عشق به جایی بردست

که بجز دوست همه کس مردست

و مرا عشق بجایی راند

که همان دوست مرا می راند

 

***

هرچه کردم یاد تو از یاده من بیرون نرفت

عشق شیرین از سر فرهاد هم بیرون نرفت

گفتم ای دل، برو و کاری بکن بهر خدا

دیدمش دل مرده و روح از بدن بیرون نرفت

***

 

به تو گفتم بوسه

ساده ترین شکله عشق است

و تو خندیدی و با بوسه ای لبهایم را بستی

حالا در حسرت آن بوسه میسوزم و می گویم

بوسه

تلخ ترین شکل عشق است

بی تو و بدون آن چشمان مهربان

حالا...

زجر آور ترین خاطره من

همان بوسه بر لبان توست.

 

***

 

در آغوش تو

آنجاییست که به آن تعلق دارم

در آغوش گرمت

با یک بغل آفتاب هم خانه بودم

و حالا ابرهای تیره همه جا هستنند

حتی در آغوشت

دیگر

گرمایی نیست

تا من

ومن

با من ...

حالا..

تنها...

...ولی من بدانجا تعلق دارم

به آغوش تو

حتی اگر ابر آغوش تو را از من بگیرد

تو خورشید روزهای ابری من خواهی ماند

آغوش تو تنها جا برای بودن است.

 (فکر کنم خودتون فهمیدین بعضی از بیتاش از کدوم آهنگه وست لایفه ولی ان کجا و آن کجا)

***

تو رو جون بچه شین هر جوری دوست دارین فکر کنین(مثلا بخندین) ولی نگین از جایی دزدیدم که جدا بهم بر می خوره اینا ماله چند روزه گذشتس.

 


Mp3 download from my site

That's what friends are for 24kb/s

Crazy Horses With Donny Osmond  24kb/s (Lyrex by Shane)s

 


Tour Rehearsals 2005 Tour Rehearsals 2005

View larger
Tour Rehearsals 2005 Tour Rehearsals 2005

View larger

Tour Rehearsals 2005 Tour Rehearsals 2005

View larger
Tour Rehearsals 2005 Tour Rehearsals 2005

View larger

Tour Rehearsals 2005 Tour Rehearsals 2005

View larger
Shane and Nicky enjoying an interview... Radio Tour Oct 04

View larger