مارک و این حرفا؟؟

 

 

سلام.ببینید،به نظر من شما کاملا اشتباه می کنید .این کاملا یه کار تجاریه .ممکنه اصلا مارک گی نباشه اما برای اینکه اونا معروف بشمن و دوباره تو نظر ه بیان این خبر رو داد .این می تونه یه شوک باشه تا فروش آلبوم های قبلیشون بالا بره و حتی آلبوم بعدیشون هم بره بالا.من قول میدم این آلبوم یکی از بهترین ها باشه و فروشش نه مثل کاست تو کاست اما بالا باشه.من قول میدم و ایمان دارم.این یه حربه تبلیغاتی بیشتر نیست.این کاملا نظر منه که بعید هم نیست اما اگر این طور هم نباشه فروش اونا ربطی به این ماجرا نداره مگه جورج مایکل گی نیست؟؟؟فکر میکنم تونستم منظورم رو بفهمونم.


ویدئو اعتراف مارک اینجا کلیک کن.

 

 

 

 

اینم روزنامش و ویدئو اعتراف مارک دیگه چی می خواین آخه از هادی آپتودیت تر کی رو دیدین؟؟؟

 


وای وای وای وای

وای می خوام یه خبر بگم که نصفتون دیگه وست ایف فن نباشید .نیلوفر سکته کنه و بقیه یه وری بیوفتن.

این خبر ارتباط  کاملا  مستقیم داره به مارک و یه خبر فوری آما اگه همه نظر ندن بجون دو تا بچه هام یه کلمه نمی نویسم.

 

 

نه به جان همون دو تا بچه هام خبرش جای ناز کردن نداره پس ادامش رو بخون :

"مارک اعتراف کرد که همجنس بازه"اینو من می دونستم البته از روی گوش وارش حدس میزدم ولی ...(فکر کنم نیلوفر مرد)ولی نمیر بقیش رو بخون.

طبق گفته سایتهایمعروف این یه شوک بزرگ برای تمام فن های دنیاست . 

ستاره گروه وست لایف به روزنامه سان گفت:

"من یگ همجنسباز هستم و به  اینی که هستم افتخار میکنم."

من دنبال هیچی دلسوزی یا نصیحتی نیستم"اون اضافه کرد "این وقتیه که همه مردم راستش رو بدونن"

مارک ۲۵ ساله اضافه کرد"برای من مهم نیست که مردم در بارم چی بگن من از اینی که هستم خوشحالم(روت رو برم حی)"

بعد هم گفته "نزدیکان و خانواده من و البته گروه از مسائل شخصی من آگاه بودن "

حالا شریک جنسی اون Kevin McDaid  ۲۱ ساله از گروه V هستش.

در آخر هم گفته من واقعا خوشحام چون همپیاله خوبی پیدا کردم"

 

خوب در مورد حواشی این قضیه هم باید بگم وست لایف با فروش ۳۴ میلیون آلبوم و آلبومی که در ماه اکتبر به بازار میاد میلیونها طرفدار داره که همه الان سکته کردن و یوری افتادن.

 

نظر شخصی من :خوب بابا جون هر غلطی دلت می خواد بکن مگه تو همین قزوین خودمون نمی کنن ولی حالا چرا تو مصاحبه با سان اعتراف می کنی.به نظر ترانه همه اینا خالی بندیه مثل بچه سوم کرری ولی من فکر می کنم واقعیت داشته و مارک ادامه راه Stephen Gately رو پیش گرفته باشه.

Mark also revealed he's found love, with fellow singer Kevin McDaid.

 

 

 

مارک و کوین

More Pics

 


Westlifer: I'm Gay

One of Irish boyband Westlife has decided to follow in the footsteps of Boyzone's Stephen Gately and Pop Idol winner Will Young by speaking publicly about his sexuality for the first time.

The heart-throb reveals: "I am gay and I'm very proud."

Mark Feehily, who has always shied away from talking about his private life, has decided to be open now that his group are an established part of the pop fraternity - with twelve number ones under their belts.

"I want people to know the truth about my sexuality. I am gay and I'm very proud of who I am.

"I'm not asking for sympathy or to be a role model for anyone else," he announced to The Sun.

His three bandmates, who have always been aware that Mark is gay, have all settled down in relationships.

 

Mark Feehily

 

Nicky Byrne is married to the Irish premier's daughter Georgina Ahern, Shane Filan is married to Gillian Walsh who is expecting their first child and Kian Egan is in a high profile relationship with former Hollyoaks actress Jodi Albert.

And now Mark feels ready to speak about his love for boyfriend Kevin McDaid, who was formerly in boyband V.

"I would like to say that I'm happy, and that I've found someone who is a real companion," he told the paper.

"It does get lonely being on the road with the band sometimes and I'm very happy now I'm in a relationship with someone who makes me laugh."

He's explained how friends and family have been very supportive of his choice to come out and says he's not concerned about the response of the general public.

"I'm not worried about how people react because I'm happy being who I am," he states.


Source of news : Mark is a gay

BBC News

Yahoo music

Web India News

Ananova

Ireland On-Line

Channel 4

Hollywood News

Contact Music

Sky Showbiz

 

عکس جدید و 5 خبر

 

سلام

 سلام

 100 تا سلام اصلا یکم بیشتر سلام مگه چه فرقی میکنه چند تاش مهم اینه که

سلام

هی ایتز می!!! خوب من امروز یکم خوشحالم البته خوشبحال نیستم .فقط 5 تا خبر دارم که خیلی با حالن ممکنه خونده باشید شون، ولی خوب از زبون هادی شنیدن می دونید که یه صفای دیگه داره نه ؟؟

دیگه اینکه می خواستم چند تا عکس مشتی بزارم نشد خوب نشد چیکار کنم دیگه،ااا .

خبر خوب اینکه بین منو نیلوفر سوء تفاوت پیش اومد بود و حالا قول داده که از این به بعد نظر بده .بقیه دوستان هم اگه دوست دارن کمی تحویل بگیرن مارو و ما هم تحویلشون بگیرین نظر یادشون نره چون دیگه به من که نظر نمیدید به خبر های وست لایف دارید نظر میدید .

دیگه اینکه مریم خانوم خوشت اومد فقط از وست لایف نوشتم؟؟نه خدائیش حال کردی بعد حین بیاین برین بگین: "هادی بد" ،"هادی اخ" ،"هادی همش از خودش و اون عشق کوفتیش می نویسه" ، "هادی همش داستان صد تا یه غاز می نویسه " و انواع خزعبلات که بار ریش خوشگل بنده می کنید منم فکر کردم خوب چیکار کنم چی کار نکنم که از دست دری وری های بعضی ها که صد البته تو دلشون میگن در برم خوب تصمیم گرفتم داستان هم رو تو این سایت بنویسم شعر هام رو هم تواین سایت هر کی خواست بره ببینه نظر شخصیم رو هم درباره جامعه کوفت، مرض، درد، زهر مار، انواع سلاح اتمی ، قیمت مسکن ، فوتبال و یه عالم موضوع آشغال دیگه مثل عشق و عاشقی رو هم به گور می برم .اصلا به چه درد شما فن ها می خوره که بدونید نظر من چیه هان؟؟مگه فضولید؟؟برای شما مهم اینه که برادر شین چه فرمودند(احترام رو داری که) و جناب مارک معظم اله چه کاری انجام دادند و آقا دکتر مهندس جناب (حاج) نیکولاس با خانومشون با کی عکس یادگاری انداختند.

خوب منم دارم نظرتون رو تامین می کنم .باشه ؟؟؟

بعد برگردین بگین تو فن نیستی تو آبروی مارو بردی یا یکی که منو خوب می شناخت بهم گفت "تو هنوز فنی"من چی می گفتم ؟؟

هی انگ میزنین به آدم ...

 

ولی بازم میگم وست لایفی باشد .فور اور


اینم عکسهای جدید که نگید هادی عکس جدید نمیزاره:

این عکس ها مال 21 مرداد یعنی 12 آگست که مارک در لندن بوده:

 

Click to see mark new pics

این عکسها مال 31 جولای یعنی 9 مرداد که از شبکه 4 انگلیس پخش شده .شین این جا نیست ولی میاد.نیکی و مارک در مورد نیکول گفتند که اون خیلی کوچیکه .شما می تونید گوشواره رو تو گوش مارک ببینید.

Click to see Westlife new pics


He new official Westlife Website is on its way
 
Source: www.westlife.com
 
 
Put a big circle around Monday 12th September in your diary...
 Because it's the launch day of the fantastic new Westlife website!
 
 The site will go live at 18.00 hours and the first 500 people to log in or sign up to
 the VIP Area, will receive an extra-special limited edition Westlife fanzine,
 packed full of brand new photos, behind-the-scenes gossip, news from the band
 and some other great features! We’ll also be revealing details of how one lucky
 fan can win an incredible money-can't-buy prize, plus there’ll be a live webchat
 from Westlife themselves!
 
 The new-look site will be packed full of once-in-a-lifetime competitions, exclusive
 video interviews, fun quizzes, all the latest info and much, much more.
 
 We are counting down the days until the launch right here on our special
 Westlife countdown timer – and we're sure you will be too!

 

وب سایت جدید وست لایف:

یک دایره بزرگ دور روز 12 سپتامبر(21 شهریور) توی تقویمتون بکشید.

چون اون روزیه که سایت خارق العاده وست لایف شروع به کار میکنه.

 

سایت ساعت 18:00 (21:30 به وقت تهران) شروع به کار می کنه و 500 نفر اولی که ثبت نام کنند یا وارد بشن چیزهای جالبی رو از طرف وست لایف دریافت می کنن.

پک کامل عکسها شایعات پشت صحنه .اخبار از باند و چیزهای دیگه...

ما می خوایم فاش کنیم چیز هایی که یه فن خوش شانس می تونه برنده بشه که با پول نمیشه اونا رو خرید،مثل وب چت مستقیم با وست لایف!

سایت جدید دارای چیزهایی که برای اولین بار ارائه میشن .مثل مصاحبه های خصوصی و fun quiz ها(سوالات با مزه)  و همه چیز هایی که از گذشته دیده نشده و خیلی چیزهای دیگه..

ما لحظه ها رو می شمریم برای روزی که سایت جدید وست لایف به بهره برداری برسه مطمئنن شما هم این کار رو می کنید!(نه؟؟)


Three Sixty Five using Westlife songs to promote themselves
 
 Obviously some bands still think that 'nothing is impossible', and that simply
 changing some details will make everything 'possible'.
 
 That's exactly what the North Carolina band 'Three Sixty Five' must have
 thought, when trying to find a way to promote their band. On a music download
 site they offer free samples of three of 'their' songs. 'Tonight' is now called
 'Tomorrow', 'Dont get me wrong' is now called 'Don't get me Wright' and 'Nothing
 is impossible' is now called 'Impossible'. But when listening to the samples
 you hear the original Westlife songs, sang by Shane, Mark, Nicky, Kian and
 Bryan. Three Sixty Five doesn't have an album out and never toured.
 
 BMG is informed and has already taken down a site about them. This one will
 probably follow soon. Cause juridical it really is Impossible.

 

این خبر رو بصورت خلاصه می گم و مو به مو معنی نمیکنم چون زیاد مهم نیست :

یه گروه به اسم "365 یا Three Sixty Five" در کارولینا جنوبی ایجاد شده که با کمال بی شرمی ورداشتن آهنگها وست لایف رو خوندن اونم با یکم دست کاری مثلا به   'Tonight' میگن , 'Tomorrow'به 'Dont get me wrong' میگن 'Don't get me Wright' و به 'Nothing  is impossible' میگن 'Impossible' اما وقتی گوش میدی به آهنگ های نمونه اونها تو آهنگهایی رو می شنوی که توسط : شین، مارک، نیکی، کیان و برایان خونده شده.

365 آلبومی نداره و هیچ توری هم نداشته.

اینم اون سایتی که می تونید آهنگهای این گروه رو بگیرید و مقایسه کنید.این دیوونه کنندس اصلا خود آهنگ وست لایف یعنی صدا هم صدای بچه های وست لایف من که دارم شاخ در میارم.مگه مملکت قانون نداره؟؟

البته ناراحت نباشید BMG دنبالشه تا حق وست لایف رو بگیره.

To see and hear for yourself

 


 

hane found sweet inspiration
 
The Mirror (London, England) / Byline: Paul Martin
 
 
Doting Westlife dad Shane has found sweet inspiration from the birth of his first
 child.
 
 The pop hunk has been so overjoyed at the birth of his daughter Nicole that he's
 already finding inspiration from her for new songs.
 
 A source close to the star said: "Shane is mad about her and has got a new
 lease of life from her birth. He's now desperate to get back into the studio and
 help write a great album. His big ambition is for Nicole to see him live in
 Westlife when she is old enough to understand what's going on. He's even been
 writing new material at home while he enjoys his time off from the band."

 

 

خبر بعدی هم چیز زیادی برای گفتن نداره ،خلاصش اینه:

شین با تولد دخترش شور و هیجان زیادی داره و انگیزه فوق العاده ای برای آلبوم جدیدشون بدست آورده.

یک منبع نزدیک به شین گفته "شین دیوونه دخترشه و تولد اون فصل جدیدی در زندگی شین هستش . حالا اون می تونه با انگیزه به استودیو برگرده و آهنگهای بزرگی رو خلق کنه .شین قصد داره وقتی سن نیکول به حد کافی رسید اون رو روی صحنه ببره تا با وست لایف بخونه ...

 

 


Stars buy plush pads to escape spotlight
 
Source: The Mirror / Paul Martin / shortened
 
 
The star:
 Kian Egan
 
 The location:
 Chelsea - a stone's throw from Roman Abramovich's Stamford Bridge
 
 The Property:
 Kian spent a rumoured E600,000 on a Chelsea apartment two years ago.
 He became attracted to the area while Westlife set up base at a nearby hotel as
 they recorded an album.
 It's not a huge property, with just two bedrooms, but it boasts a panoramic view
 of the city and is certain to make the 25-year-old star a fortune in the future.
 
 The lifestyle:
 Although a Sligo boy at heart, Kian has fallen in love with Chelsea. He spends
 at least four months of the year there and it's handy for when his lover, former
 Holyoake star Jodie Albert, is in town.

 

عمرا خیلی هاتون نمیدونستید، این رو هم به طور خلاصه می گم که جریان اصلی رو بدونید.

کیان توی "Stamford Bridge" یه خونه داره که دو سال پیش خریده به قیمت 600،000 یورو (یعنی "66414000000"اینجوری که من حساب کردم 66 میلیارد و خورده ای ) اون خونه نزدیک به جایی که وست لایف آلبومش رو ظبط میکنه.

اون خونه بزرگی نیست و فقط دو تا اتاق خواب داره اما یه نمای عالی از شهر داره که مطمئنا از شانس ستاره 25 ساله ماست.

 

اگر چه اون یه  پسر اسلیگوییه ولی کیان توی چلسی عاشق شده .اون چهار مااز سال اونجاست جایی که نزدیک خونه جودیه...

 


you guys should take a look at it. its on official
http://www.westlife.com/ubbthreads/showflat.php?Cat=&Number=2133316&page=1&view=collapsed&sb=5&o=&fpart=all&vc=1
they said that they got married n have 2 children. so funny.

 

خوب بالاخره کیان و جودی هم تصمیم به ازدواج گرفتن اونها می خوان دو تا بچه هم داشته باشن و البته بزودی ازدواج میکنن.

 

 

4 خبر جدید.

سلام


میدونید من داشتم آپ  تو دیت می کردم که یدفعه اینترنتم تموم شد.پس بدانید و آگاه باشید که داستان جدید من منتظر شماست اگه از فیلتر پوپ آپ استفاده نمیکنید خودش باز میشه ولی اگه استفاده میکنید اینجا کلیک کنید.

در ضمن یه داستان دیگه هم نوشتم که یکم بلند و طول میکشه صبر کنید آماده میشه.


هی ایتز می .ا چرا این فارسی شد؟؟

ولش کن.بچه ها من عاشق بحثم یه حالی می ده دو تا نظر مخالف به صورت منطقی با هم دعوا می کنن(ببخشید بحث).

ولی در صورت کلی نظر هر کی برای خودش محترم من چند تا دوست آنتی وست لایف دارم که با دلیل و مدرک میگن که وست لایف خوب نیست.خوب بگن منه نه!! از من که کم نمیشه .فقط یه چیزی رو بهتون تذکر بدم .من بیشتر از اون که بخاطر خود این پسرای خوشگل دوستشون داشته باشم، بخاطر خودم دوستشون دارم آره بخاطر خودم(مگه خودم اونجوریم).من بخاطر همه لحظات قشنگی که با گوش دادن آهنگ اونها داشتم دوستشون دارم بخاطر طرز تفکری که به من القا کردن .ممکنه پیش خودتون بگید که این طرز تفکر شاعر و مدیر گروه ولی نه اونها با صدای ملکوتیشون با اخلاقشون و با قیافشون باعث شد من بشینم و همه آهنگهاشون رو حفظ کنم با همه آهنگ هاشون زندگی کنم طوری که بهم بگن دیوونه ولی مهم نیست من اونهارو دوست دارم بخاطر خودم...

به شما هم نصیحت می کنم که زیاد از این حرف من ناراحت نشید چون واقعیته شما معشوقتون رو بخاطر خودتون دوست دارید بخاطر نیازی که حس می کنید اون باید براتون براورده کنه و شما باید در جواب نیاز اون رو براورده کنید.این طبیعیه.

در این بحث فلسفی حرف بهار بطور دست و پا شکسته رد شد.(البته اگه بفهمین منظور اصلی منو) .و  من مخالفت خواصی هم با شهرزاد ندارم، فقط یکم مخالفم.

راستی من دوست ندارم وست لایف بیاد محل ما!!!

اگه گفتید چرا؟؟

 

به به به مسابقه:

وست لایف چه تاثیره تو زندگیتون داشته؟؟؟

اول شما جواب بدید.



بچه ها جون براتون ۳ تا خبر دارم البته ۴ تا ولی ۳ تاش فارسیه .

قدیمیا می دونن من سواد خوندن انگیلیسی دارم ولی ترجمه زیاد نه و اگر مطن یکم تخصصی بشه همون جا ولش کمی کنم ژس از من انتظار یه ترجمه عالی رو نداشته باشید چون بعضی وقتا من همچین معنی کردم که دقیقا بر عکس در اومده...

خوب من هر چی از این سه تا مطن فهمیدم نوشتم .بخاطر همین اصل خبر رو هم گذاشتم کنارش تا اگه چیزی از فارسیش نفهمیدین از اینگیلیسیش یه چیزی بفهمید.البته مثل همیشه با تشکر فراوون از ترانه که واقعا خیلی با حاله لقمه می گیره میده دست من منم نه که دندون ندارم اینجوری آبلمبوش میکنم و آبش رو می خورم.

 

خوب نکته دوم که حتما تو کنکور فردای من میاد اینه که من از همه وست لایفی ها معضرت می خوام از حرفهایی که تو پست قبل زدم البته روح پلیدی که توی سرم میگرده می گه "خوب کردم "ولی بازم من از طرف اون معضرت می خوام اما قبول کنید بعضی وقتا یکم نمک خوبه یکم اذیت کردن می چسبه.

من کلا هر کی رو بیشتر دوست دارم بیشتر اذیت میکنم.اینو حیف نمی تونید از بهترین دوستم بپرسید (البته اگه خواستد آی دیش رو بهتون میدون بپرسید ها) من هر وقت می بینمش همچین مشتی میزنم پس کلش که سرش سه متر جلوتر از بدنش پرت میشه.

یا اگه می تونستید از اون بی معرفت بپرسید بهتون می گفت چقدر اذیتش می کردم یعنی در حالت کلی سر بسرش می ذاشتم.

حالا هم خواستم سر به سر شما بذارم .ما اینجوریم دیگه ترک که شاخ و دم نداره.من اینجوری احزار (غلطه نه)محبت می کنم.

 

نکته جالب دیگه اینه که اندفعه دو تا تصمیم دارم که یکیش واقعا جدیه .می گم بیاین یه مرکز درست کنیم یعنی یه سایت مرجع مثل سایت ام جی که واقعا عالیه یه سایت بزرگ البته هیچ لزومی نداره که مثل اون بزرگ باشه .چون در صورت کلی وست لایف به اندازه مایکل میحبوبیت جهانی نداره و خود وست لایفی ها فن مایکل هستند .ولی حد اقل می تونیم یه وبلاگ دست جمعی درست کنیم.و چند نفره ادارش کنیم.نظرتون رو بگید.من وبلاگ رو ساختم و داستانهام رو مثل یه انباری ریختم توش ولی اگه دو تا آدم پایه پیدا بشه میشه یه کاریش کرد.البته این فقط یه پیشنهاد کسی هم نخواد باشه مهم نیست من فقط برای بهتر شدن کار گفتم.

 

خوب اون یکی که خیلی توش جدیم اینه می خوام نوشته هام رو سر و سامون بدم و دیگه اینجا رو وقف کنم سر وست لایف. 



نمیدونم این خبر واقعیه یا یه شایعه اما می نویسمش :

مارک یه دوست دختر جدید پیدا کرده به نام امیلی مارتین.

از دوستان نزدیک مارک خبر رسیده که مارک یه آشنایی قبلی با امیلی مارتین((Emily Martin 21 ساله داشته قبلا وقتی امیلی 16 سالش بوده اونا همدیگرو توی کمپ مدرسه در اسلیگو دیدن.

پس زیاد غیر منتظره نبود وقتی اونها همدیگرو ماه گذشته در یک کلوپ شبانه در دابلین دیدن.آن لوکرز(Onlookers فکر میکنم اسم باشه) گفت"اونها اصلا رفتاری مثل غریبه ها نداشتند،تمام شب رو بصورت خصوصی صحبت کردن و بعد با هم کلوپ رو ترک کردند."

پس از این اونها باز هم همدیگرو ملاقات کردند.یکی از دوستان نزدیک ستاره ما گفت"مارک و امیلی  بزودی دوباره همدیگر رو میبینن اما من مارک رو تا حالا به این خوشحالی ندیده بودم.من می دونم که امیلی یه دختر کامله و اون خیلی دوست داشتنیه. بهترین رو براشون آرزو میکنم(ببخشید این معنی می دونم غلطه).

امیلی یه آرایشگر از دابلین .اون گفته که نمی خواد از این آشنایی سوء استفاده بکنه و نمی خواد واسطه ها مزاحمش بشن.

 

اصل خبر:

Who ever thought we'd see the day that Mark Feehily has a girl on the quiet.
After years of speculation the Westlife singer(24) might be gay he has been seen out and bout with an old flame from his past.
According to a close friend, Mark had a brief relationship with Emily Martin(21) before his days in Westlife when he was just 16, they met while camping on a school trip in Sligo.
So its no suprise that when they bumped into eachother at a nightclub in Dublin last month that the spark was still there. Onlookers said "they certainly didnt act like strangers, they were talking in private all night long and after snogging eachother left the club together".
Since then they have met up again and close friends of the star have said "Mark and Emily have started seeing eachother again, its early days but I havnt seen Mark this happy in a long time, I know Emily quite a while now and she's a lovely girl I wish them all the best".
Emily a hairdresser from Dublin, has been said to not want to make a big deal of the relationship as she doesnt want the media to interfere with their relationship.
Not much chance of that happening then eh?

 


یه چیز کوچیک در مورد وست لایف هست که از یه مصاحبه ی سایمون از بلو گرفته شده و سایمون نتونسته در برابر رقیبشون وست لایف مقاومت کنه.

اون گفت: "وست لایف در مورد ما چیزهایی کفته که واقعی نبوده، ولی ما می دونیم این وست لایفی ها بودند که جنگ رو شروع کردند.اون پسر ها همیشه می جنگند و و هیچ وقت پیروز نمی شند(نمیدونم are not enjoying it همین معنی رو میده یا نه) .

ما باید از حیثیتمون دفاع کنیم."

 

 

A small piece about Westlife taken from an interview with Simon from Blue

And Simon couldn't resist a final dig at former boyband rivals Westlife.
He said: 'Westlife said some things about us not getting on, but we knew 
for a fact Westlife were the ones who were fighting.
'Those boys fight all the time and are not enjoying it.
'It got to a stage where we weren't enjoying it so much so, before we lost 
respect for each other, we decided to take a break
Well now Simon, didn't your mummy ever tell you, if you can't say 
something nice about someone, don't say anything at all?

 

 


 

و خبر بعدی که باید بگم و خودم هم می دونم قدیمیه اینه:

وست لایف قصد داره یه چرخشی رو توی خونه طرفدارهاش داشته باشه و توی خونه اونا برنامه تلوزیونی اجرا کنه که این کار با همکاری شرکت Pepsi Max انجام میشه ...

در این برنامه فن ها به همراه خانواده و فک و فامیلا و دوستاشون و هر کسی که می تونه کمک کنه بطور نزدیک در کنار گروه کار می کنند و همه چیز رو آماده میکنند .و این برنامه در کانال 4 و E4 به نمایش در میاد.

کسانی که می خوان شرکت کنن باید تا 21 آگست در سایت  www.pepsimax.com ثبت نام کنند.(که به درد ما بد بخت ها نمی خوره).

 

کیان هم در این رابطه گفته:"ما دنبال اولین محله میگردیم که توش برناممون رو اجرا کنیم.این بهترین فرصت تا گوشه ای از محبت های فن هامون رو جبران کنیم(چه متواضع!آخی!).

این بهترین فرصت برای برنده هاست تا از نزدیک در پشت پرده با ما کار کنند.من مطمئنم فن های ما کمک می کنند تا وست لایف شو به بهترین وجه برگزار بشه"

 

 

Westlife and Pepsi Max Downloaded have teamed up to give you the chance to get up close and personal with Westlife!

You can Download the boys to your town where they will play a gig for you, your friends and family & all you have to do is help put on the show! You'll work closely with the crew to make sure that everything is ready for the band's performance... and it will be screened on Channel 4 & E4!

All you have to do to enter is get a unique code from special promotional packs of Pepsi or check out www.pepsimax.com for more information. The closing date for Westlife is 21st August so make sure you get your entries in as soon as possible.

Kian said: "We're delighted to be involved with Pepsi Max Downloaded. We're looking forward to going to someone's local town as it's a good chance for us to give something back to the fans that are used to seeing as perform in big arenas. It really is a unique opportunity as the winner will be working with us closely behind the scenes but we're confident that our fans are up to the challenge of putting on a Westlife show"

Source: westlife.com

 


 

 

 

NEWMARKET Nights - the summer series of pop concerts after racing - concludes on Friday with a performance by former Westlife heartthrob Brian McFadden.

The singer will be performing his hits after the evening race meeting at Newmarket's July racecourse.

His show will be the seventh in what has been a bumper summer for the racecourse.

Previous concerts featuring Ronan Keating, Jools Holland, Will Young and Status Quo, attracted capacity crowds of 19,000, although tickets are still available for the Irish solo singer.

McFadden, who scored a number one hit with his first solo release, Real To Me, was originally billed to appear with girlfriend Delta Goodrem, but the Australian former soap star who has battled a form of cancer, pulled out in June due to "ill health".

Tickets are still available for the night by contacting the racecourse at www.newmarketracecourses.co.uk or calling the ticket hot line (08707) 200201.

* Get your free poster of Brian McFadden and Delta Goodrem with every copy of the News purchased at Newmarket Nights on Friday. Offer available while stocks last.


 

مصاحبه با برایان ادامه تدفین.

یه مصاحبه با برایان :

 

راستی گذشته از جدی دیروز برایان زنگ زده بود.بعد از اهوال پرسی معمول و فحشهی قبل صحبت اینارو با هم گفتیم.

گفتم: بچه شین رو دیدی؟؟چه شکلیه ؟؟

گفت: من چه بدونم بچه شین چه شکلیه هی بهش میگم داداش عکس اون (با عرض پوزش و بقول ترکها)گودوخت رو بفرست ما هم روی ماه این مه جبین رو یه سیری بکنیم بابا .میگه نه داداش من که بچم رو از سره راه نیاوردم بدم توی ایکبیری ببینیش فردا چش بزنی طفل معصوم چپ و چلاق بشه یا شوهر کور وکچل گیرش بیاد...

هادی:مگه تو بچت بدنیا اومد به اون نشون ندادی؟؟

برایان:نشون دادم بابا اصلا زنم که زایید زرتی بچرو ورداشتم بردم پیش این برو بچز گفتم بچرو ببینید حال کنید لا مصب بچه نبود فرشته بود .حالا آقا واسه ما بازی در میاره .ای بخشکی شانس...

هادی :راستی کرری چی شد دیگه نمیگیریش؟؟

برایان:نه بابا مگه مخم گو..ده که برم بگیرم دلتا بهاین خوشگلی به این جیگریه برم دوباره اونو بگیرم یه بچه دیگه بندازه تو بغلم چیکار تازه معتاد هم شده من زن معتاد نمی خوام.

هادی:می خواد ترک کنه ها؟؟

برایان:حالا من بهونه میارم تو دیگه ضد حال نیار جون هادی قاطی میکنما اصلا معضلات خانوادگی من به تو چه مربوط؟؟

هادی:مثلا ما عمریه با هم رفیقیم این همه با هم عرق خوردیم این همه با هم کافه رفتیم به من ربط نداره؟؟

برایان: ببخشید جون تو شب بود سیبیلاتو ندیدم..

هادی :حالا یه چیز جدی !واسه چی کرری رو تلاق دادی راست حسنی بگو.

برایان:میدونی هادی جون تو که غریبه نیستی تو خیلی چسهاش بوی بدی میداد واسه همین من همش مجبور بودم از اتاق خواب فرار کنم و البته دلتا هم بد تیکه ای نبود البته این آخری ها کرری هی از من بهونه میگرفت.

هادی :انگار دیگه وقت نداری فقط اگه نیکول کوچولو رو دیدی یه ماچ گنده ازش به جای من بکن.

برایان:اا می خوای ایدز بگیره به جای تو بوسش بکنم؟؟ولی باشه حتما .خداحافظ.

هادی:خداحافظ.




اینارو کوچولو کردم هر کی نخواست چشش نخوره ولی باید توجه کنید اینو تقریبا من از یه سایت دزدیدم و برداشتم رو از اون مصاحبه نوشتم البته به فارسیه دوستانه کاری نداریم اون مصاحبه راست بود یا دروغ ولی من با همه شوخی دارم وست لافی ها که به نظر خودشون آدمای آدین از دست شوخی های من مرده ها و پیغمبرا هم در امان نیستن .زندگی همش یه بازی و من سعی می کنم این بازی رو یه بازی شاد نشون بدم(البته اگه حسش باشه).

شما مثل چند سال پیش من انقدر وست لایف رو بردید بالا انقدر شیرینش کردید که یواش یواش مثل خیلی ها که دیدم دلتون رو میزنه .خیلی ها نزدیکتون هستن که از بس وست لایف رو بزرگ کردن حالا از وست لایف خوششون نمیاد چون به خودشون دروغ گفتن و وقتی دروغشون رو فهمیدن بدشون اومده.

پس به خودتون دروغ نگید .وست لایفی ها چند تا پسرن که مشروب می خورن دختر بازی می کنن عشق می کنن سیگار هم میکشن و البته تنها فرقی که با بقیه پسرا دارن اینه که صدا شانس و قیافه بهتری دارن.برایان هم که تکلیفش کاملا مشخصه سیگار میکشه به الکل اعتیاد داشته دست گلهای زیادی هم به آب داده و خیلی هم بی ادبه پس از من نخواین اونهارو بپرستم یا براشون دخیل ببندم اونها اصلا فرشته نیستن ما بزرگشون کردیم .پس در نتیجه زیاد جوش نزنید چون من مجبور میشم اونور سکه افکارم رو رو کنم که معمولا خوشایند نیست.

خوش باشید و وستلایفی.





مسابقه دارم براتون:

از چه شوئی از وست لایف کمتر خوشتون میاد یا کمتر نگاش می کنید .

من از I have a dream خوشم نمیاد یعنی از همون اول باهاش حال نمیکردم.شما چی.جواب ندید شاکی میشم.


خوب باید بگم که مثل همیشه آف هام پاک شده و هیچ انتظاری از اون لحاظ از من نداشته باشید.

اول بگم که می خوام برم سر کار یه کار با کلاس تو مایه های حمالی ...

بعد هم باید بگم که چی بگم؟؟؟

خوب خبر خواصی از وست لایف ندارم ولی باید بگم اون داستان قبلیه رو تکمیل کردم چون اون داستان اولیه فقط موضوش تو ذهنم بود قلمشون با هم فرق میکنه اولش رو سعی کردم تکنیکی و احساساتی بنویسم ولی قسمت دومش رو بیشتر سمبل شد به کوچیکی من و بزرگی خودتون ایشالا که میبخشین.

این قسمت اول که به نظر خودم اگه همینطوری پیش میرفت یکی از بهترین داستانهام میشد.

شب بود هوا خیلی تاریک بودی هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود...

بالاخره رسید به جایی که می خواست با خستگی جسد رو از رو دوشش پائین گذاشت یاد اون روزهایی افتاد که همدیگرو تو آغوش می گرفتن اما حالا اون مرده بود.اولین ضربه رو می خواست بزنه با همون تیشه که با خودش برده بود می دونست اولین ضربه خیلی دردناکه اما باید میزد. به یاد همون زخمی بود که از پشت بهش زده بودن حالا همراه با خشم و نفرت تیشه رو برد بالای سرش صدای قلبش تند تر شده بود .تیشه دستاش رو با قدرت پایین آورد و جلوی پاش کوبید .ناگهان خون با فشار بیرون زد و همه جاش رو سرخ کرد سرخ سرخ .صدای قلبش کند شده بود ولی درد میکرد .خیلی درد میکرد...

اینم ادامه داستان:

...

آروم خونی رو که روی صورتش بود پاک کرد و یکم خاک روی اونجایی که خون ازش می پاچید ریخت تا خونش بند بیاد.خون که بند اومد یه نگاه به اطرافش کرد هنوز صدای تاپ تاپ قلبش میومد.زیر پاهاش پر خون بود مثل یه باتلاق کم عمق از خونی که توش یه عالمه سلولهای عشق مرده وجود داشت، یکم گشت تا جای بهتری برای دفن عشق مردش پیدا کنه ، آروم شروع کرد به یه گوشه ضربه زدن"تق تق تق "یاد اون روزهایی افتاد که همینطور به صدای ساعت گوش می داد "تق تق تق"و منتظر می شد این لحظه ها با سرعت بگذرند و ساعت قرارشون برسه ، آخه اون همیشه یک ساعت قبل از موعد سر قرار بود و 3600 تا از این ضربه ها رو توی مخش می شمورد و وقتی به هم می رسیدن انگار 3600 سال گذشته بود براش همدیگرو تو آغوش می گرفتن و لباشون رو از هم جدا نمی کردن انگار یه چسب جادویی اونهارو بهم چسبونده بود...

تاپ تاپ تاپ صدای قلبش بود که با بخاطر آوردن این خاطرات خیلی سریع تر و با شدت می زد ،نفس عمیقی کشید و سعی کرد این افکار رو از ذهنش دور کنه ، دوباره خودش رو توی محیط سرد وتاریک و نمناک قبرستون قلبش حس کرد و دوباره شروع کرد به کار کردن ...

اینجایی که پیدا کرده بود بهترین جا بود تقریبا هیچ رگی از کنارش رد نمیشد تا اگر یروزی عشق تجزییه شد دوباره بره توی خونش و دوباره متولد شه و دوباره خونش رو مسموم کنه و دوباره ...

با تیشه ای که آورده بود شروع کرد به کندن کف زمین قلبش, یکم بیشتر از اونچه لازم بود کند. بعد رفت سراغ جسد عشقش که انگار سالهاست مرده ،اون عشق سیاه از خونی که روش ریخته بود کاملا قرمز شده بود .هنوز هیچ چیز دیده نمی شد و صدای "تاپ تاپ" قلبش که حالا خیلی آروم و بدون عجله میزد انگار می دونست که که حالا حالا ها تند تند نمیزنه و دیگه عشقی رو تو خودش راه نمیده، توی فضای تاریک پیچیده بود.

عشق رو آروم از زمین بلند کرد اونو به صورتش نزدیک کرد و برای آخرین بار به لبهای سرد اون بوسه زد بوسه ای که بر خلاف همه بوسه که قلب اونو از جا میکند، این بوسه به تلخی زهر بود و مزه یه خداحافظی سرد و بی روح رو داشت.

آروم عشق رو انداخت توی قبری که براش درست کرده بود .خوب نگاش کرد ،این اون عشقی نیست که هر وقت در آغوشش می کشید از گرما عرق میکرد این همون عشقی نیست که وقتی می دیدش پاهاش شل مید و نمیتونست بایسته ؟؟؟این همونی نیست که چشماش زندگی اونو زیر و رو میکرد؟؟؟چرا خودشه !

ولی دیگه هیچ هیجانی نداره و مرده .

هیچ اشکی از کشتن این عشق توی چشماش جمع نشد .چون خودش خواسته بود که بمیره و هیچ کس هم نمیتونست مانع بشه .شروع کرد خاکها رو ریخت روی جسد عشقش،عشقی که داشتنش جنایت بود ولی کشتنش نه...

کارش که تموم شد با یه حالت شکسته و بیحال ولی پیروز مندانه کنار قبر نشست شروع کرد به گریه کردن بلند بلند گریه میکرد و نعره میزد حالا توی محوطه تاریک و مخوف قلبش دو صدا میومد یکی صدای "تاپ تاپ" و یکی صدای گریه،گریه نه برای اون عشق لعنتی ،برای همه تنهایی های خودش ،برای همه خاطراتی اینجا دفن کرد ،برای روزها و لحظه های تباه شده،برای بی کسی و برای...

شاید فردا توی قلبش صبح طلوع کنه شاید فردا همه چیز درست بشه ولی در نیمه شبه قلبش همه چیز تاریکه...

 

 

( این شناسنامه داستانه که خودم طراحیش کردم به نظر خوبه که داستانام از اینا داشته باشن)

نوع داستان :تخیلی

نویسنده:خودم

درصد واقعیت بکار رفته :%20

رنگ :کاملا سیاه

(کد رنگ :0F0F0F)

امتیاز : 4/10


در مورد این داستان دومیه هم به طرز فجیهی تشکم (یعنی تو شکم یا دو به شکم) که اون بد بخت شخصیت اول داستان رو به طرز فجیهی بکشم مثلا از ساختمون بندازمش پایین یا به خیر خوشی بدمش دست یکی دیگه واسه همین ادامش رو نذاشتم البته قسمت دومش رو نوشتم که تو اینی که نوشتم از ساختمون خودش رو پرت میکنه پایین مغزش متلاشی میشه و مویرگهاش رو زمین کشیده میشه اما چون میترسم قلبتون ضعیف باشه نذاشتم در ضمن فکر کردم نمیشه توی هر داستان یکی رو کشت که درسته قصاص نداره ولی بالاخره شور میشه ...


بعدش هم باید بگم که عزیزان من دیدی شیرینی زیاد می خورید چجوری میشید؟؟؟مثلا حلوا زیاد میخوری چایی شیرین یا هر آشغال شیرین دیگه ای رو که زیاد می خوری دلت رو میزنه؟؟

منم عشق و عاشقی دلم رو زده بد هم زده اسم عشق و عاشقی میاد بدنم مور مور میشه هر چی خوردم و نخوردم(حالتون بهم خورد؟؟)نه بالا نمیارم فقط هرچی خوردم و نخوردم یادم میاد یجورایی دلم بد جوری زده دیگه فکر نکنم داستان اینجوری بنویسم می خوم برم تو کار جنایی(اوع ع)یا حد اقل گل بلبل چون من اگه چند تا داستان عاشقانه دیگه بنویسم هر کی اینارو میخونه میره خودکشی میکنه گناهش میوفته پای منه بدبخت...

خوب دیگه چه حرف گفتنی دارم؟؟؟


خوب مونا جون برای این کاری که دوست شما می خواد بکنه باید بره یه شرکت که هاست و دامین می فروشه چون فیلم واقعا حجم زیادی داره و تجارت توی ایران خیلی گرون تموم میشه نظر منه اینه که با ژست کار کنه یعنی یه سایت بزنه لیست فیلم هاشو بذاره هر کی خواست سفارش میده و فیلم میره در خونش و ژستچی ژول بسته رو میگیره این آسون ترین راهه ولی اگه اسرار داره که آپلود کنه تا ملت دانلود کنن باید بگم بطرز فجیهی نیاز به هاست داره و یه سرعت فوق والعاده  بهد هم اصلا کاری نداره این کار که هر کسی به اندازه ژولش دانلود کنه این رو برنامه های SQL به راحتی انجام میدن حتی اچ تی ام ال هم میتونه با یه رمز ساده قضیه منتفی میشه هر کی ژول داد رمز رو میگیره.مثل سایت وی جی اسکورژیون که همه شو های وست لایف رو از اونجا می خرن.فکر میکنم توضیح کاملی نباشه ولی اطلاعات من انقدر جواب میده...


کاش اونموقع که عاشق بودم هزار تا داستان می نوشتم یه عالمه شعر میگفتم چون الان اصلا تمرکز نوشتن رو هم ندارم باورتون شاید نشه ولی من برای شما می نویسم و نه یه هدف مشخص من همیشه هدفم این بوده که واسه خودم بنویسم وقتی برای خودت می نویسی اصلا مهم نیست چی بنویسی ولی وقتی برای کسی می نوسی مثل ۳ .۴ ماه پیش خیلی بهتر میشه نوشت ولی حالا !!حالم از عشق و عاشقی بهم می خوره ولی یه عالمه داستانهای جور وا جور تو مخم چرخ میزنه اما حوصله نوشتن ندارم داستان مثل یه خمیر میومه هی باید بزنی تو سرش تا باز بشه من حوصله باز کردنشون رو ندارم...


 راستی بچه ها من قول دادم شو نذارم تو سایت شما هم درکم کنید .باشه؟؟

دوستون دارم .برای همه لحظه های وست لایفیتون.

قاب عکس

سلام .

می دونید کجام ؟؟؟؟

نه عمرا هیچ کدومتون حدس نمیزنید که کجام خوب معلومه (نه بابا معلوم که نیست)

من مشهدم .باورتون میشه ؟؟

چرا نشه خوب اومدم زیارت برای اولین بار در ۲۰ سال گذشته 

خیلی حس خوبی داشت با اینکه من همچین اعتقادی به در و تخته بوسیدن ندارم ولی خیلی حال داد خیلی محیط باهالی کاملا بین و المللی وکاملا معنوی امشب هم می خوایم برین خیلی دوست دارم حال میده ...

خوب از شهر بگم که یه شهر عالیه مثل تهران خودمون نیست ولی تو همون مایه هاست .

اینو دیگه نمیدونید توی خیابون امام خمینی این شهر تقاطع مدرس بازار طلا فروش ها یکم اونور تر یه ساعت فروشی عکس مارک رو گذاشته سر در مغازش یه عکس بزرگ وقتی دیدم کلی حال کردم می خواستم باهاش عکس بگیرم نشد ولی فیلم گرفتم بعدن از فیلمه عکس میگیرم میذارم.

دیگه اینکه کلی داره خوش میگذره .

جای شما خالی همتونم دعا کردم .


در مورد وست لایف هیچ نظری ندارم فقط باید بگماین سایت عکس بچه شین رو داره...


دیگه اینکه دو تا داستان دیگه نوشتم و داستان آخری رو هم کامل کردم تو خونس برسم خونه براتون تایپش می کنم بد از آب در نیومد .دیگه اه چقدر شد دیگه دیگه ...

من از مرتضی خبر ندارم فقط می دونم سرش به این چند چیز گرمه :

دخترای خوشگل،گیتار و موزیک،ماشین بابا،رفقا و دانشگاه البته اونجور که می دونید من جزور این رفقا حساب نمیام.فقط بدونید به مرتضی هیچ وقت بد نمیگزره .درسته به فکر ما نیست ولی ما به فکرشیم.

دیگه اینکه مثل همیشه آف هام پاک شد.

یه چیز دیگه شیوا جون بخاطر اون عکس ها دستت درد نکنه و اینکه من نتونستم نظر بدم چون هی هنگ میکنه این کاپیوتره پس معضرت خواهی رسمی منو بپذیر.


خوب باید بگم بالاخره تیپ خوشگل خودم رو پیدا کردم خیلی وقت بود شلوار پارچهای می پوشیدم و بیشتر شبیه بسیجی ها بودم تا وست لایف فن ها.

الا شلوار بگ و کتونی خوشگل و یه تی شرت ناز تنگ که هیکل داداشتون رو از پشت مثل آرنولد نشون میده دارم و یه عینک خوشگل هم خریدم با موهایی که اصلا به این تیپ نمی خوره ولی بد هم آخه سادس و کم ژل میزنم و البته ریش که الان ۲۰ روزه دست نخورده که البته قشنگ تر هم شده.ما اینیم.

خوب دیگه تو این کافی نت لعنتی خسته شدم واقعا و مثل همیشه کلی حرف دارم ولی خوب چیکار کنم که اینجا کافی نته و من تمرکز ندارم تا براتون چیز های خوب خوب بنویسم و بگم که اون مرده توی اون شب تاریک بالاخره چی شد و ...


تصمیم گرفتم این داتان رو که تو ماشین به نظرم اومد و با آهنگ قاب عکس مانی رهنما به فکرش افتادم براتون بنویسم:

توی آیینه خودش رو نگاه کرد ریشهاش موهاش ژولی پولی بود و چشاش هم از اینکه اینهمه خوابیده بود پف داشت .حوصله هیچ کاری رو نداشت هر طرف رو نگاه میکرد یاد اون میوفتاد روی دیوار زمین دمپایی های اون بود روی میز گلدونی اونی که اون دوست داشت روی چوب لباسی لباسهای اون و روی دیوار عکس دو نفره اونها عکسی که روز عروسیشون گرفته بود نگاه محبت آمیزی که از چشمای اون توی چشماش سرازیر بود و محبتی که هنوز شارشش رو می تونست توی چشماش حس کنه یه دفعه چشماش داغ دو تا دست نا مرئی گلوش رو گرفتن و محکم فشار دادن فشاری باور نکردنی ناگهان قطره اشکی از از چشماش با سرعت بیرون رید انگار اون دست ها گلوش رو ول کردن و محکم توی سرش می کوبیدن همه خاطرات عشق توی سرش می کوبید همه لحظه های انتظار همه لحظه هایی که در آغوش هم بودن همه بوسه هایی که عمق وجودش رو می سوزوندن، همه اینها مثل یه خواب سریع از پشت چشمای خیسش که مثل یه بچه که مامانش رو توی یه جای شلوغ گم کرده رد مید دوباره به قاب عکس خیره شد رفت اون برداشت از دیوار و روی قلبش گذاشت بوسیدش و اشکهاش رو روی اون ریخت انگار که اون پیشش بود انگار که با اون چشماش توی چشماش خیره شده بود و بوسه می خواست و می خواست دوستت دارم بشنوه اما نه اون فقط یه عکس بود .

با خودش فکر کرد چی می د اون دوتا تا ابد توی همون دو تا عکس با هم دیگه زنده بمونن .خوب نگاه کرد و تصمیمش رو گرفت رفت آهنگ سولدد رو گذاشت آروم با خودش زمزمه کرد .لباس سیاهش رو پوشید ..

کافی نته می خواد ببنده من دیگه میرم پس تو کف بمونید تا بعدا این مادر مردرو بکشم...

بچه شین

وای شین دختر دار شد ....

 وای بد بخت شدم ...

وای خوش بحالش ... وای شرط و باختم ...

وای یه دختر ناز ... وای...

اه اه اه

بسه چقدر وای ؟

الان باید پرید هوا فریاد زد نیکول جون تولد مبارک .

می تونید به من تبریک بگید که عمو شدم.

 باور تون نمیشه من با سپیده شرط بسته بودم بچه شین پسر میشه و حالا باختم و دارم اعتراف میکنم که من باختم در ضمن باید بگم که من خودم هم 70 درصد می دونستم بچه شین دختره ولی لج بازی بود. دیگه چی دارم بگم ؟؟ به خدا هیچی انقدر خوشحال شدم که حد نداره مخم هنگ کرده .

فقط می تونم بگم سیگار کشیدن اصلا عیب نیست به شرطی که ماهی یه دونه یا دوتا باشه خیلی ها رو میشناسم این جورین یعنی هوینجوری میکشن. در ضمن هر چیزی راجع به بچه شین و خبر جدید از وست لایف می خواین توی سایت شیوا هست منم به شیوه کاملا گشادانه چیزی نمینویسم برید از خودش بگیرید نظر هم بدید . باورتون نمیشه چقدر حرف تو گلوم مونده ادامه این داستانه مونده با یه عالمه ماجرای جالب دیگه ولی هم وقت ندارم هم هم الان تو کافی نتم فقط می تونم بگم کارت گرافیکم درست شده ولی منه مهنس کامپیوتر نمی تونم ویندوز بریزم. در ضمن من همه آف هام ÷اک شده و هر کسی می خواسته منو اد کنه8 لطفا دوباره اگه زحمتی نیست کارهای مهمتون رو بگین. این کافی نت هیچی قبول نمیکنه فونت رو هم نمیتونم عوض کنم .شما خودتون برید تو سایت شیوا دیگه...