عکس جدید و پارتی پارک
دوباره سلام.من بیکارم هی میام آپتودیت میکنم.ببخشید دیگه.
اول بگم که کسی از سپیده خبری در دست نداره؟؟بیچاره مفقود ال اثر شده .
شما که می دونید من چقدر رو دوستام حساسم.
یه داستان گفتم که اینجوری شروع میشه .
شب بود هوا خیلی تاریک بودی هیچ صدایی جز صدای تالاپ تالاپ قلبش رو نمیشنید.باری که رو دوشش بود خیلی سنگین بود و تیشه ای هم که دستش بود پشتش رو زخمی کرده بود.آروم آروم با قدمهای شمرده راه میرفت هیچ صدایی نبود .تنها بود توی یه جایی مثل یه دشت بزرگ همه جا تاریک بود گهگداری پاش به تخته سنگها گیر میکرد و کله میشد اما زمین نمی خورد و به راهش ادامه میداد تنها چیزی که میشنید صدای تالاپ تالاپ قلبش بود...
بالاخره رسید به جایی که می خواست با خستگی جسد رو از رو دوشش پائین گذاشت یاد اون روزهایی افتاد که همدیگرو تو آغوش می گرفتن اما حالا اون مرده بود.اولین ضربه رو می خواست بزنه با همون تیشه که با خودش برده بود می دونست اولین ضربه خیلی دردناکه اما باید میزد. به یاد همون زخمی بود که از پشت بهش زده بودن حالا همراه با خشم و نفرت تیشه رو برد بالای سرش صدای قلبش تند تر شده بود .تیشه دستاش رو با قدرت پایین آورد و جلوی پاش کوبید .ناگهان خون با فشار بیرون زد و همه جاش رو سرخ کرد سرخ سرخ .صدای قلبش کند شده بود ولی درد میکرد .خیلی درد میکرد...
...
اگه فکر میکنید جالب بود بقیش رو بنویسم در ضمن اگه با داستانهای قبلی من آشنا باشید هم می تونید بدونید لوکیشن کجاست هم می تونید بفهمید جسد چیه اما بقیش رو چون قلم کاغذ و کامپیوتر دم دستم نبود رو پلیرم ظبط کردم پلیرم هم خرابه .
این داستان دیشب ساعت ۱۲ توی خیابون های تاریک طرف پیروزی متولد شده واسه همین فضاش تاریکه ...
خیلی دلم می خواد بنویسم ولی دیگه وقت ندارم پس من میرم تا بعد.
به به به چقدر عکس دارم .در این عکسا اولا بگین اون دختره بغل کیان کیه و دومن به برامدگی شیکم زن داداشم دقت کنید که نینی اون توئه .نیکی و مارک رو هم از من نخواین چون جدا نمی دونم کجان.
برو بچس عزیز بخاطر مشکلی که برای اون سایت پیش اومد و باند ویدش تموم شد و من خودم رو در این مورد هم مقصر میدونم .پس خودتون برید تو سایتش و بگیرید سایتش هم اینجوری که من با وب مسترش صحبت کردم تا فردا پس فردا راه میوفته.
یادم رفت سلام کنم.
سلام
باید بگم که شین نمی خواد بدونه بچش چیه پس ما هم نمیدونیم.
و اینکه این عکسها جزو جدید ترین ها هستند.
در ضمن من عاشق این شو های پارتی پارکم با اینکه فقط دو تاش رو دارم.
از ترانه هم ممنونم مثل همیشه....
دوباره سلام.
اندفعه سلامی از طرف خودم.
دلم تنگ شده تنگ شده تنگ شده
برای محلمون برای خونمونبرای ساختمونمون برای بچه محلام برای همه اون لات و لوتهای معتاد برای خوندمون کامپیوترم برای وست لایف برای برایان برای مندی برای لونلینس برای یه طراحی توپ حتی برای درس خوندن.دلم برای یه چیز دیگه تنگ شده.
بابا بزرگم اون روز رفتم خونه (اونا) رفتم تو همه عموهام بودن گفتم اول برم بابا بزرگم رو بوس کنم بعد یکی یکی به عموهام دست بدم.دیدم بابا بزرگم نیست که خودتون ببینید چقدر حالم گرفته شد.
اما دلم برای برای اون تنگ نشده حتی یه ذره ...
یادتونه :
دله تو قد یه دره
دل من مثل یه ذره
توی این دره یه ذره
نداره جا و نشونی
اما حالا به اندازه همون ذره هم دلم براش تنگ نشده.
...
جاتون خالی تو این چند روزه کلی با ماشین تو پیروزی گشتیم اما با اینکه بچه ها اصرار میکردن اصلا دلم نمیومد برای یکی از این دخترا بوق بزنم فقط یه نوار حامی گذاشته بودم و انداخته بودم تو لاین ۳ که همیشه ترافیک بود یا میرفتیم تو اتوبان گاز و گ.. میکردیم.
دیگه باید بگم که ....
نمیدونم چی بگم
آهان این سایت رو هم ترانه بهم داد خیلی باحاله... کی ترانه؟؟آره ترانه که باحاله ولی من سایترو گفتم.
از شیوا هم معضرت می خوام همینجوری واسه اینکه دور هم باشیم.و از همتون بخاطر همه چیز ممنونم به دوستان جدید هم خوش آمد میگم.
دیگه دیگه دیگه...
دیگه اینکه چند تا شعر گفتم ولی نمیزارم.
و اینکه دیگه عرضی نیست جز آرزوی سلامتی برای همه شما و خوندوادتون.(اه اه اه من از این حرفا نمیزدم)
وست لایفی باشید.



Westlife هر چی هست باشه ...چون من دوستش دارم بهترینه...