از وست لایف عکس دارم و خبر و مصاحبه ولی نمی تونم بذارم چون تو کافی نتم با عرض معضرت.

سلام.

خوبید .

من خوب نیستم.

خسته ام خیلی خسته.

چند روزه دارم بلا نصبت خر کار میکنم.

یه جورایی دهنم...

آره همه کارهارو من می کنم.از جارو کردم راه پله بگیر تا تا انواع کارهای خدماتی...

البته ناراحت نیستم وظیفه ام ه ولی .

این ناراحتم می کنه که هیچ کس قدرش رو نمیدونه.

البته اونم مهم نیست ولی وقتی داری شور و شور عرق میریزی واسه یه کار بعد یکی از زیر باد کولر در میاد (در حالی که همه پسر عموهای همسن خودت دارن حموم آفتاب میگیرن)بیاد بگه بسه دیگه داری اینجا چه غلطی میکنی؟؟؟

آی حاله آدم گرفته میشه یا وقتی همه نشستن تورو بلند کنن دنبال یه کار دیگه اونم در حالی که هنوز عرقت از کار قبلی خوش نشده و بقیه هم خیلی وقته زیر کولر در حال صرف مرده خوری هستند.

اما اینم مهم نیست.

مهم فقط اینه.

من تنهام و این درد مرا سخت میازاراد.

دیگه دوست ندارم عاشق شم کسی رو هم ندارم درد دل کنم قدیما پسر عمم بود که اون برای من درد دل میکرد منم برای اون البته مسخرم میکرد اما مهم نبود برام چون از ته دل نبود.حالا اون دیوونه شده از دسته اون دختره(گلی) و دیوونه شده  من با کی حرف بزنم وقتی برای این بروز کردن کوچیک باید ۲ تومن به صاحب کافی نت اخ کنم؟؟؟

حالا از این مسایل که بگذریم باید بگم بابا بزرگم انقدر آدم خوبی بود که من یکی جز خوبی ازش ندیدم و اون روزی که خاکس می کردن گریه زار زار بابام رو دیدم بابایی که ۹ سال تو جنگ بود و یه عالمه مرگ دیده بود.

اما من باز هم گریه نکردم.

نمیدونم چرا ولی هیچ قصدی هم نداشتم که بزور گریه کنم یا به یه دستمال آب بزنم بچپونم تو چشم.

تازه یه چیز جالب یکی از عموهام وقتی خبر فوت بابا بزرگم رو شنید غش کرد لازم به ذکر که این عموم کوه نورده و آخره بدنه ولی ....

یه چیز دیگه بابا بزرگم انقدر گندهخ بود تو قبر جا نمی شد همین باعث شد یکی از عموهام حالش بد شه هی می گفت این عضمت چرا باید اینجوری بشه راستی من ۶ تا عمو دارم و ۲ تا عمه که فکر می کنم زیاد باشن.نه؟؟؟


یه چیزی براتون بگم :

می دونید اگه به فرهاد نمی گفتن که شیرین مرده چی میشد؟؟

مثلا بهش می گفتن شیرین تو آمریکاس.خوب معلومه همچین کف زمین رو می کند تا برسه به شیرین و از لب شیرینش یه بوسه بزنه آره عشق قدرت داره عشق مثل یه خلسه مثل یه مستیه که آدم هیچ چیز نمی فهمه مثل کسی که خابه همه کار می تونه بکنه اما اگه بزنن زیر گوشش اگه عشقش پشتش نبشه اگه عشق رو ازش بگیرن دوباره یه انسان معمولیه .

حالا پشت من خالیه با یه خیانت پشتم خالی شد فقط یه چیزی رو ازش بپرسید چرا ؟؟؟

چرا پشتم رو خالی کردی؟؟

چرا با من این کارو کردی؟؟

چرا بخودم نگفتی؟؟

انصاف یعنی چی ؟؟

هان بگین؟؟

اما دیگه تینم مهم نیست

مهم اینه که من تنهام و دیگه کسی نیست که دوستش داشتم باشم.جدا می گم دیگه هیچ حسسی راجع به اون و یا هیچ بشر دیگه ای ندارم.

یعنی اگه اون روز مکافات مرگ رو تو قبرستون ندیده بودم شاید خودکشی به نظر میومد ولی لا مصب خیلی سخته خیلی.


اینم یه شعر از شاهکار که خیلی قشنگه.

خدا وکیلیش رو بخوای مزد من این نبود و نیست 

نمره بی معرفتیت تو درس نارو میشه بیست

خدا وکیلیش رو بخوای رسم رفاقت این نبود

 تو بی مرامی مثل تو هیچکی توی زمین نبود

از اول اشتباه بوده ما وصله هم نبودیم

باشه تو دسته کم بگیر اما ما که کم نبودیم

خوب دیگه از ما که گذشت تو بقیه این نکن

واسه شکار مرغ عشق پشت قفس کمین نکن

ادای عشق و در نیار نقاب سادگی نزن

مردم ننداز توی دام تو دام عشقت مثل من